حاجاحمدآقا عضو نبود، اما موسس بود
حجتالاسلام والمسلمين مجيد انصاري دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز است كه درباره انشعاب در جامعه روحانيت مبارز و شكلگيري مجمع روحانيون مبارز به سراغ او رفتيم تا از او از آن سالها بپرسيم. اگر چه او از بيان برخي خاطرات تشكيلاتي استنكاف كرد، اما گوشهاي از خاطرات شيرين و تلخ خود را در گپ و گفتي با ما در ميان گذاشت:
***
عملكرد مجلس دوم و موضعگيريهاي برخي از جريانهاي سياسي و روحاني و بازار در برابر دولت ميرحسين موسوي و سياستهاي اقتصادي و سياسي ايشان موجب شد كه به تدريج دوستان خط امام به فكر چاره بيفتند. مقتضيات جنگ دولت را ناگزير كرده بود كه محدوديتهايي را در عرصه اقتصادي به وجود آورد؛ چراكه درآمد نفتي ما در آن سالها حداكثر 8-7 ميليارد دلار بود. از اينرو، درآمد دولت زير 10 ميليارد دلار بود كه حدود 3-2 ميليارد آن هزينه جنگ و 3-2 ميليارد دلار آن هزينه كالاهاي اساسي مردم ميشد. به همين دليل دولت ناگزير بود كه برخي سياستهاي انقباضي اقتصادي را اعمال كند و بيشتر به اقتصاد دولتي روي آورد تا در زمان جنگ دچار بحران نشويم. اين نگاه مورد تاييد حضرت امام (ره) بود و در مقابل اين نگاه، افرادي بودند كه با تكيه بر احكام اوليه اسلام در خصوص مالكيت خصوصي نوعي تقابل با دولت آقاي ميرحسين موسوي داشتند. اين تقابلها در رسانههاي اين جريان همچون روزنامه «رسالت» و برخي سخنرانيهاي روحانيون و سوال از وزرا ديده ميشد.
آنها اگر چه اصل انقلاب، ولايت فقيه و امام را قبول داشتند، اما برخي ديدگاههاي امام را نميپسنديدند. اين مساله هم از افتخارات امام است كه تشكيلاتي همچون جامعه مدرسين، از شاگردان امام به امام نامه بنويسند و با الفاظي تند از ايشان انتقاد بكنند؛ يا همچون نامه مرحوم آيتالله قديري. در ميان دو تشكل جامعه روحانيت و جامعه مدرسين بعضا اين نگاه را داشتند؛ اگرچه برخي همچون آقايان مشكيني، صانعي و... در جامعه مدرسين و آقايان هاشميرفسنجاني، توسلي، كروبي، موسوي خوئينيها، جلاليخميني و... در جامعه روحانيت جزو هواداران دولت ميرحسين موسوي بودند.
ماجراي رأي اعتماد به نخست وزيري آقاي موسوي نشاني بر اختلافنظر جدي ميان دو جريان موجود؛ حاميان و منتقدان دولت بود. حضرت امام در اين ميان به مجلس پيام داده بودند: «من مصلحت نميدانم، در شرايط فعلي نخست وزير عوض بشود.» اما 99 نفر بهرغم اين پيام امام، ايستادند و به نظر امام رأي ندادند. پس از اين اتفاق هم نهتنها با آنها برخوردي نشد و ردصلاحيت نشدند، بلكه يكي از مخالفان جدي كه تعبيري بدي هم درباره پيام امام به مجلس به كاربرد، بعدا عضو شوراي نگهبان هم شد.
اين سابقه، با نزديك شدن انتخابات دوره سوم مجلس شوراي اسلامي تشديد شد. در آن روزها، در جلسه جامعه روحانيت مبارز تهران بر سر ليست انتخاباتي مجلس بحث بالا گرفت. (من عضو جامعه روحانيت نبودم) جريان مقابل حاضر به قرار دادن آقاي دعايي، از ياران امام و مبارزان انقلاب و مرحوم آقاي فخرالدين حجازي نبود و جريان خط امام جامعه روحانيت با قرار گرفتن برخي ديگر از افراد كه سابقه انقلابي چنداني نداشتند مخالفت ميورزيد.
از اين رو، جناب آقاي كروبي، مرحوم آقاي توسلي، آقاي موسويخوئينيها، آقاي امامجماراني و آقاي جلاليخميني از درون جامعه و افراد ديگر همچون آقايان خاتمي، محتشمي و ديگر دوستان در بيرون جامعه به اين نتيجه رسيدند كه با اين روال ديگر فعاليت مشترك ميسر نيست؛ چراكه اختلاف را مبنايي ميدانستند كه گاهي اين اختلاف در اقتصاد و سياست بروز ميكرد و گاهي در عرصه سياست خارجي و عرصه فقهي. بنابراين گفتند: وقتي نميتوانيم با يكديگر كار بكنيم، چرا كنار يكديگر باشيم؟! پس به فكر تاسيس يك تشكيلات جديد افتادند. اين مقدمات و پافشاري طرفين بر ليست انتخاباتي موردنظر خودشان به انشعاب انجاميد.
نقطه آغاز توسط سه، چهار نفري بود كه در جامعه روحانيت مبارز بودند و 26 نفر هم خارج از جامعه روحانيت همچون آقايان خاتمي، محتشمي، منتجبنيا، دعايي، سيدمحمد هاشمي، سيدسراجالدين موسوي، محمدعلي انصاري، محمدحسن رحيميان، خلخالي، بيات و بنده با آنها همراه شدند. جمعا حدود 30 نفر هسته اوليه شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز را بنا گذاشتند و با مرحوم حاج احمد آقا خميني مشورت كردند؛ البته حاج احمد آقا عضو مجمع نبود، ولي حقيقتا ايشان را بايد جزو موسسين موثر اين مجموعه دانست. ايشان ابتدا خودشان موافق بودند، اما فرموده بودند كه بايد با حضرت امام (ره) مشورت شود؛ چراكه اين مساله، مساله بسيار مهمي است. وقتي با امام اين اتفاق را مطرح كرده بودند، گويا خود ايشان منتظر چنين اتفاقي باشند، خيلي استقبال كرده و فرموده بودند كار بسيار خوبي است، انجام دهيد. با چراغ سبز حضرت امام تشكيل و تاسيس مجمع روحانيون مبارز صورت گرفت.
من در دوره اول مجلس نماينده مردم زرند كرمان بودم و از سال 63 تا 67 به دعوت حضرت آيتالله موسوياردبيلي براي ساماندهي امور زندانها به اين امر پرداختم. در آن دوره، ديدگاههايي در برخورد با زندانيهاي دادگاههاي انقلاب وجود داشت كه برخي اوقات به افراط كشيده ميشد. حضرت امام هم براساس گزارشهايي كه توسط برخي از نمايندگان مجلس و مردم به دستشان رسيده بود، اصرار داشتند، تحولي در زندانها صورت بگيرد. لذا ابتدا به عنوان نماينده شوراي عالي قضايي در دادسراهاي انقلاب و سپس رئيس شوراي سرپرستي زندانها تعيين و سازمان زندانها را با ارائه طرحي به مجلس و تجميع زندانها و بازداشتگاههاي متعلق به دستگاههاي قضايي، نظامي و انتظامي تاسيس كردم و با لطف خداوند و حمايت حضرت امام تحولي اساسي در رابطه با امور زندانها و بازداشتگاهها و جلوگيري از اعمال سلايق شخصي در برخورد با زندانيان به وجود آمد. من براساس ارتباطهاي مجلس در دوره اول و پس از آن، با ديگر آقايان موسس مجمع روحانيون مرتبط بودم و نزديكيهاي فكري با يكديگر به وجود آمده بود. همچنين محور اين نزديكي بيت حضرت امام بود. برخي اعضاي بيت همچون آقايان سراجالدين موسوي، توسلي، حسن صانعي، محمدحسن رحيميان و... هم در پايهگذاري مجمع نقش موثر و كليدي داشتند. آقايان ديگر همچون آقاي كروبي و آقاي خاتمي هم همواره در دفتر بودند و با حاج احمد آقا مرتبط بودند. اعضاي مجمع روحانيون اصحاب بيت امام بودند؛ يا عضو رسمي دفتر يا مرتبط با دفتر.
به ياد دارم كه در همان ايام تاسيس مجمع روحانيون، من براي سخنراني به مناسب تشييع جنازه يكي از شهدا به زرند رفته بودم. پيش از سخنراني، به بنده خبر دادند كه قرار است مجمع روحانيون تشكيل شود. از من هم خواستند كه در اين مجموعه حضور يابم. من هم در همان سخنراني با دفاع آتشين از خط امام و انديشه ايشان، اعلام كردم: امروز به بنده خبر دادند كه براي دفاع جديتر از خط و انديشه حضرت امام يك تشكل روحاني به نام مجمع روحانيون مبارز تاسيس كرديم. اين خبر، موجي را در ميان مردم ايجاد كرد. اين خاطره، اولين خاطرهام از شكلگيري مجمع روحانيون مبارز است.
***
با اعلام اين خبر، برخي شروع به جوسازي كردند كه امام از اين قضيه خرسند نيستند. بنابراين مجمع نامهاي را خطاب به حضرت امام نوشت و ضمن تشريح سابقه امر و علت تشكيل مجمع از محضرشان كسب نظر و تكليف كردند كه ايشان در تاريخ 25 فرودين 67 طي نامهاي ضمن تاييد مسير، اصل شكلگيري را نيز تاييد كردند. مجمع روحانيون مبارز هم رسما فعاليتهاي خود را آغاز كرد. اولين اقدام اين مجموعه هم انتشار ليست انتخاباتي براي تهران بود كه خوشبختانه ليست هم مورد استقبال گروههاي زياد سياسي و مردم قرار گرفت و اكثر مجلس سوم از آن خط امام شد.
***
جلسات اوليه مجمع در منازل اعضا از جمله آقايان امامجماراني و مهدي كروبي برگزار ميشد. البته خيلي سريع ساختماني را در خيابان پاستور كه از آن بنياد مستضعفان بود، گرفتيم و جلسات رسمي مجمع در آنجا برگزار ميشد. اين دفتر تا دو سال پيش در اختيار مجمع بود كه به دليل مشكلات ترافيكي و منطقه امنيتي بودن، آن ساختمان را واگذار كرديم و اين ساختمان در بزرگراه صدر را به جاي آن تحويل گرفتيم. بهرغم اينكه اعضاي مجمع در مقاطع گوناگون داراي سمتهاي كليدي همچون رياست جمهوري، رياست مجلس و... بودند، اما هيچگاه از مقام خود براي كمك به مجمع استفاده نكردند و حتي يك ساختمان ملكي هم نداريم و به فعاليتهاي تجاري و اقتصادي دست نزديم. چون آن ساختمان با اذن حضرت امام در اختيار ما بود، اين ساختمان را همه بر همان اساس به ما دادند. در آن زمان امام ماهي 500 هزار تومان به مجمع كمك ميكردند كه پس از ايشان، عيناً همين مبلغ را مقام معظم رهبري به ما پرداخت فرمودند. دو، سه سال پيش كه خدمت ايشان رسيديم، آقاي امامجماراني به ايشان گفتند: آقا! گويا شما تورم را در كمك به مجمع مدنظر قرار نميدهيد؟! آن 500 هزار تومان اصلا تغييري نكرده است. ايشان هم از آن روز به بعد ماهي يك ميليون تومان به مجمع پرداخت ميفرمايند. همچنين هر يك از اعضا، ماهانه 30 هزار تومان حق عضويت پرداخت ميكنند. البته گاهي هم برخي از خيرين به مجمع كمك ميكنند. مرحوم آيتالله توسلي گاهي وجوهاتي را كه اجازه پرداخت آن را داشتند، به مجمع پرداخت ميكردند و برخي اوقات هم آقاي خاتمي هدايايي كه افراد به صورت شخصي به ايشان ميدهند، را به مجمع اهدا ميكنند. ولي هيچگاه از امكانات دولتي استفاده نكردهايم.
***
جريان كلي جامعه از انشعاب در جامعه روحانيت مبارز و تاسيس مجمع روحانيون مبارز استقبال كردند؛ چرا كه خيلي افراد متدين بودند، اما افكار برخي از روحانيون را نميپسنديدند. اگر آنها در برابر اين جريانها موضع ميگرفتند، ممكن بود كه به مخالفت با روحانيت متهم شوند، اما پس از تاسيس مجمع روحانيون مبارز چند صداي در ميان روحانيت به وجود آمد كه بسيار به نفع نظام بود.
لذا حمايت امام هم از مجمع و انشعاب در جامعه روحانيت نشاني از دورانديشي ايشان داشت. البته دوستان جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين از اين اقدام خرسند نبودند و ادعا ميكردند: اين اقدام، باعث تفرقه و نفاق در درون سازمان روحانيت كشور ميشود. برخي دلسوزان همچون آيتالله ريشهري هم براساس مصلحتانديشي اين اقدام را نپسنديدند و باعث انشقاق در روحانيت دانستند.
در پي اين بازتابها، مرحوم حاج احمد آقا هم سعي كرد كه جامعه و مجمع با يكديگر جلساتي را برگزار كنند. يك جلسه نيمه دوم سال 67 در نهاد رياست جمهوري با حضور رئيسجمهور وقت – آيتالله خامنهاي- برگزار شد. در اين جلسه بنده از سوي مجمع روحانيون و آقاي محسن مجتهدشبستري از سوي جامعه روحانيت انتخاب شدند تا براي جلسات بعدي برنامهريزي كنند و به اطلاع افراد برسانند. ولي نه رغبتي از سوي جامعه روحانيت مبارز بود و نه مجمع روحانيون مبارز و بنابراين جلسهاي ديگر برگزار نشد. يكي دو بار هم آقاي ريشهري خدمت حضرت امام مساله را مطرح كرده بودند و پيشنهاد ادغام دو تشكل روحانيت و روحانيون را داده بودند. اما حضرت امام فرموده بودند: «همينطور كه هست، خوب است.»
***
در مجمع روحانيون مبارز روش تحكم بزرگترها وجود نداشته و ندارد. آقاي موسويخوئينيها در درون مجموعه بسيار جمعگرا و تشكيلاتي است؛ سايرين هم همينطور. دبيركل تا چند سال قبل آقاي كروبي بودند كه اكثر كارها را خودشان پيگيري ميكردند؛ به ويژه از نظر تامين مالي. آقاي منتجبنيا مدير اجرايي بودند كه در اداره دفتر مجمع بسيار فعال بودند. مسوول كميته سياسي، هم آقاي خوئينيها بودند. اكثر بيانيههاي مهم را نيز آقاي خاتمي مينوشت. در بيانيههاي مهم كه محتاج انسجام، محوربندي و ادبيات قوي بود، از ايشان درخواست ميكرديم و ايشان بزرگوارانه ميپذيرفتند. سپس متن در جلسه قرائت ميشد و رايگيري درباره آن صورت ميگرفت.
مجمع روحانيون مبارز اولين گروه سياسي بود كه از كميسيون ماده 10 احزاب وزارت كشور مجوز رسمي گرفت. مجمع روحانيون در حوزه دفاع از جمهوريت نظام و حقوق مردم همواره مصر بوده است. هرگاه اصول امام مورد تهديد قرار ميگرفت، مجمع اعلام موضع ميكرد.
تا به حال دو نفر از اعضا فوت كردند؛ آقايان آيات توسلي و خلخالي و چند نفر از ديگر اعضا رسما استعفا ندادند، اما در جلسات حضور نمييابند؛ آقايان دعايي، جلاليخميني، رحيميان، سيدحميد روحاني و... برخي ديگر هم اضافه شدند؛ آقايان آيتالله بجنوردي، دكتر مقدم، خسروي، رضوييزدي، نورمفيدي و...
افراد براي عضويت در مجمع روحانيون بايد فضل حوزوي، سابقه انقلابي و دفاع از خط امام، خوشنام بودن، پذيرفتن اساسنامه و مرامنامه مجمع و راي دو سوم اعضا را داشته باشند. افراد هم نبايد در هيچ تشكيلات و حزبي غير از مجمع عضو باشند. البته برخي اعضا عضو مجمع مدرسين هستند، اما اين تشكيلات را حزبي نميدانيم.
اساسنامه مجمع در دو مرحله اصلاح شده است؛ يك مرحله قبل از انتخابات دوره نهم بود. جناب آقاي كروبي خيلي مايل بودند كه مجمع توسعه پيدا كند و افراد روحاني و غيرروحاني را بپذيرد. البته كميسيون ماده 10 احزاب غيرروحاني را نپذيرفت، ولي دفاتر استاني را پذيرفت و در برخي استانها هم شكل گرفته است. مرحله دوم اصلاح، پس از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري بود كه آقاي كروبي از مجمع جدا شدند و چند نفر از اعضا همچون آقايان منتجبنيا، شكوري و ذاكري هم به همراه ايشان از مجمع رفتند. در اصلاح جديد، دبيركل را برداشتيم و به جاي آن رئيس شوراي مركزي گذاشتيم و يك نفر بهعنوان دبير اجرايي. مسوول كميته سياسي، هم قائممقام رئيس شوراي مركزي است. بنابراين در حال حاضر رئيس، آقاي خاتمي است و قائممقام، آقاي موسويخوئينيها. در اصلاح جديد، دفاتر غيرروحاني هم ميتوانيم داشته باشيم؛ البته بهعنوان هوادار، نه عضو.
***
اعضاي مجمع روحانيون پس از رهبري آيتالله خامنهاي خدمت ايشان رسيدند و در بيانيهاي رسمي اعلام حمايت كرديم. همچنين در اين سالها گاهي تمامي اعضا و گاهي برخي از اعضا به نمايندگي خدمت آقا ميرسند و ارتباط مجمع همواره با آقا برقرار بوده است.

