از اوج تا فرود
روابط آیت الله مصباح یزدی و احمدی نژاد در سال 86
سالنامه شهروند: اگر سال 84، سال شكوفايي دولتي بود كه شادماني آيتالله مصباح يزدي و شاگردانش را در پي داشت و سال 85 حمايتهاي «موسسهنشينان آيتالله»، روانه «نهاد رياست جمهوري» ميشد و شاگردان مصباح دوشادوش حاميان مكلاي رئيسجمهور گام برميداشتند، اما سال 86، دوگانه بود؛ ماههاي آغازين سال ميهماني مشترك مصباح و احمدينژاد در موسسه آموزشي و پژوهشي امامخميني برگزار و چند ماه مانده به پايان سال روابط فيمابين اين دو جريان دوقلو، شكرآب شد و مصباح رودررو از وزراي آموزش و پرورش و علوم انتقاد و توصيههايي را به دولت نهم مطرح كرد. از سال 86، اولين سفر اختصاصي رئيسجمهور به قم براي ديدار با آيتالله و حضور در نشست فارغالتحصيلان موسسه او، انجام شد و احمدينژاد نزديك به دو ساعت به گفتوشنود با آيتلله مشغول شد و پس از آن در جمع شاگردان او حاضر شد و گفت:«بايد از وجود افرادي مثل آيتالله مصباح يزدي استفاده كرد.» او در حالي اين توصيه را به عموم كرد و متن سخنانش بر روي تلكسهاي خبري قرار گرفت كه تاريخچه روابط آنان، به پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دولت نهم بازميگشت. از اين رو بود كه احمدينژاد در آن سفر فقط به دفتر مصباح يزدي رفت و ديگر علماي قم در اين برنامه جايي نداشتند. آنقدر روابط مستحكم بود كه از آيتالله مصباح يزدي در محافل خبري به عنوان پدر معنوي «احمدينژاد» ياد ميشد. اين تنها سخن منتقدان آيتالله نبود، بلكه «محمدناصر سقاي بيريا» شاگرد ارشد مصباح و مشاور امور روحانيون احمدينژاد هم گفته بود:«حضرت آيتالله مصباحيزدي به عنوان چهره شاخص طرفدار روي كار آمدن آقاي احمدينژاد بودند و خيلي موثر. به هر حال يكي از تاثيرگذاران ايشان بودهاند و كسي نميتواند انكار كند.» او حتي افزود:«در موسسهامام خميني ]تحت مديريت مصباح يزدي[ كه بنده عضو هيات علمي آن هستم، تمام كارمندان و اعضاي هيات علمي يك روز حقوق خود را به ستاد دكتر احمدينژاد اختصاص دادهاند.»
پس از پيروزي احمدينژاد، هم اين روابط ادامه يافت، به گونهاي كه مشاور امور روحانيون رئيسجمهور، سخنگو و معاون اول دولت، معاون وزير امور خارجه، استاد اخلاق هيات دولت و... همگي از كساني شدند كه با مصباح يزدي مرتبط و به موسسه او آمد و شد داشتند. بدينسان، احمدينژاد پس از يك سال و اندي براي چندمين بار خدمت آيتالله رسيد و سفر به قم را تنها براي ديدار با او اختصاص داد. اما اين ديدار اوج روابط صميمانه رئيس جمهور و مصباح يزدي بود، چرا كه برنامه مشترك آموزش و پرورش و موسسهامامخميني در تابستان همين سال با مشكلاتي روبرو شد و اندكاندك فرياد اعتراض آيتالله بلند شد كه «در انتخاب پستهاي كليدي وسواس داشته باشيد.» گويي گلايههاي مصباح يزدي فقط به ايجاد موانع در برگزاري نشست آموزش معلمان در مشهد منتهي نميشد بلكه گستردهتر به نظر ميرسيد. در ادامه ايجاد اين كدورتها، نشريه پرتو – ارگان موسسهامامخميني – نيز اگر در گذشته فقط به تمجيد و حمايت از دولت ميپرداخت، در ماههاي پاياني سال در گوشهاي از صفحات خود، دريچه انتقادات را هم گشوده است. از ديگر سو، «رايحه خوشخدمت»، گروه هوادار دولت كه در تهران «مرتضي آقاتهراني» را در ميان كانديداهاي ليست «6+5» اصولگرايان قرار داد، اما در قم حاضر نشد نام «قاسم روانبخش» ديگر شاگرد آيتالله را در اين ليست قرار دهد تا روابط آنان با «جامعه مدرسين» تيره و تمامي رايزنيها در تهران نقش برآب نشود. رخدادهاي ميان احمدينژاد و مصباحيزدي در سال 86 اگرچه روابطي مستحكم را نشان ميداد، اما در گوشهاي از اين اتحاد استراتژيك، اختلافهايي هم بروز كرده است؛ اختلافهايي كه از انتقاد مصباح و شاگردانش از هواداران احمدينژاد آغاز شده است و شايد در آينده به شخص رئيسجمهور نيز سرايت كند.






