تبليغاتX
آذر

سال 86؛ سال پرتلاش براي مهدوي‌كني

 

سالنامه شهروند: سال 85، سال پركاري براي «محمدرضا مهدوي‌‌كني» 76 ساله بود. اگرچه او، پس از حضور فعالانه در انتخابات رياست‌جمهوري دوره هفتم و موضع‌گيري‌هاي تند و تيز عليه «محمد خاتمي» و هوادارانش، آنچنان در عرصه سياست مشاهده نشد، اما امسال در قد و قامت «ريش سفيد» اصولگرايان و در لباس كانديداي انتخابات ميان‌دوره‌اي مجلس خبرگان ظهور كرد.

او دل خوشي از نومحافظه‌كاران- مجلسي‌ها و دولتي‌ها- نداشت؛ به مجلسي‌ها گفته بود كه رئيس مجلس روحاني باشد، اما حدادعادل، مكلاي كت و شلواري در اين جايگاه نشست. او به دنبال آن بود كه يك روحاني سكان‌دار قوه مجريه شود و خود نيز از «هاشمي‌رفسنجاني» در انتخابات رياست‌جمهوري دوره نهم حمايت كرد و گفت: «به استثناي هاشمي ساير كانديداها را صالح براي تصدي پست رياست‌جمهوري نمي‌دانم... به هاشمي راي مي‌دهم تا ديگران رئيس‌جمهور نشوند.»، اما تقدير، يك دانشگاهي را بر اين كرسي نشاند. مهدوي‌كني حتي پس از رياست‌جمهوري هم، از پاي ننشست، نامه به احمدي‌نژاد نوشت و خواهان آن شد كه وزير كشور «سيدرضا تقوي» يكي از اعضاي جامعه روحانيت شود، اما باز هم اينگونه نشد. تيرهاي او همچنان به سنگ مي‌‌خورد و «مهدوي‌‌كني» ريش‌سفيد قوم اصولگرا ديگر حرفش خريدار نداشت. بدين‌ترتيب، او در انتخابات شوراي شهر علني به ميدان نيامد و در لاك سكوت سياسي فرو رفت. البته با اذن او بود كه جبهه پيروان خط امام و رهبري (راستگرايان سنتي) اجازه انتشار ليست مستقل از سايرين يافتند. اما در اواخر سال 85، محافظه‌كاران متفاوت با اصولگرايان تازه از راه رسيده، خواهان حضور جدي او در جايگاه «شيخوخيت» در ميان آنان شدند و ديگران به نفي و تكذيب آن برآمدند. در اين كش و قوس، نيمه دوم سال 86، ديگر «مهدوي‌كني» آن «مهدوي‌‌كني» ديروز نبود؛ سرش را از لاك سكوت بيرون آورده بود و در اين محفل و آن جلسه رايزني، نقش سال‌هاي دور خود را بازآفريني مي‌كرد تا «اتحاد» در دامان اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم ديده شود. او در جايگاه پدر پير «اصولگرايان منتقد دولت احمدي‌نژاد» قرار گرفت و «علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف، محسن رضايي و علي‌اكبر ولايتي» به ديدار او شتافتند و گله كردند، از آنچه بر سر اصولگرايي آمده و تك‌روي دوستان حاضر در دولت درددل آنان بود. «مهدوي‌كني» در محفلي خصوصي در دانشگاه امام صادق(ع)- دانشگاهي كه او رياست مادام‌العمر آن را برعهده دارد- سخنان آنان را شنيد و اذن به تلاش براي اتحاد ميان آنان داد. اما گويي اين توصيه پدر پير محافظه‌كاران براي دولتي‌ها كه به نام «رايحه خوش خدمت» شناخته مي‌شوند، رنگي نداشت و حاضر نشدند حتي يكي از اعضاي باسابقه جامعه روحانيت مبارز- حسن روحاني- را در ليست انتخاباتي خويش قرار دهند. اين‌بار، مهدوي‌كني بي‌توجه به اين رخداد، خود نه به‌عنوان ريش‌سفيد و شيخ قوم، بلكه در نقش كانديداي مجلس خبرگان ظاهر شد؛ كانديدايي كه با درگذشت «محمدرضا توسلي» ديگر رقيبي جدي در تهران ندارد. اگرچه هواداران دولت نهم سخن او را در چينش كانديداهاي مجلس هشتم نشنيدند، اما سعي كردند تا كانديداتوري اش برای مجلس خبرگان را به رقابت ميان او و هاشمي‌رفسنجاني و تضعيف رياست هاشمي در این مجلس تفسير كنند كه خيالي كودكانه به نظر مي‌رسيد؛ مهدوي‌كني‌اي كه در ايام رقابت انتخابات رياست‌جمهوري دوره نهم به صراحت از هاشمي حمايت كرده بود، حال چگونه خود به ميدان تضعيف او وارد شود؟! بدين‌سان، مهدوي‌كني سال 86 را به سال پويايي خود مبدل كرد و فعاليت مجدد او نيز رنگ و لعاب تشكيلاتي جدي به «جامعه روحانيت مبارز» بخشيد. او براي پنج سال ديگر در جايگاه دبيركلي اين تشكل روحانيون سياسي تهراني نشست؛ تشكلي كه دبير جامعه مدرسين هم عضو آن به حساب مي‌آيد. همچنين «موحدي‌كرماني» نماينده او شد، «دعاگو» معاون فرهنگي، «سيدابوالحسن نواب» معاون سياسي و «مصباحي‌مقدم» هم سخنگو. از سوي ديگر «امامي‌كاشاني، مهدوي‌كني، ناطق‌نوري، حسن روحاني و رئيسي» هم هيات داوران براي داوري اختلاف ميان روحانيت شدند. اينگونه بود كه سال 86، سال ظهور سياسي دوباره مهدوي‌كني به حساب مي‌آيد و سال تحولات تشكيلاتي در جامعه روحانيت مبارز.


+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 16:8  توسط فرید مدرسی  | 
#hd a:visited{font-size:50pt;color:#9D4506;}