درگذشت توسلي، جاده را دوطرفه كرد
سالنامه شهروند: آيتالله محمدرضا توسلي در كش و قوس خبرهاي تلخ و ناملايتميها درگذشت. مرگي كه در همين حال و هوا متولد شد، همه را ميخكوب كرد و حتي اشك سياستمداران قدر را در برابر ديدگان عموم به نمايش گذاشت. توسلي در شك بود كه در انتخابات مياندورهاي مجلس خبرگان، همان انتخاباتي كه همزمان با انتخابات مجلس هشتم برگزار ميشود، حضور يابد كه وااسفايش شنيده شد.
در اين محفل و آن مجلس از رفتارهاي جديدالولاده سياستمداران تازه از راه رسيده، گلايه ميكرد و ديگر دوستانش هم با او همنوا بودند؛ چرا كه درباره اين مكلا و آن معمم كه تا ديروز در جنگ و صلح بر فراز كرسيهاي مديريتي تكيه زده يا لباس رزم پوشيده بودند و به متجاوز درس ميآموختند يا در سلولهاي رژيم سابق در دفاع از نهضت اسلامي رهبر فقيد انقلاب نواخته ميشدند، اعلام شده بود كه به تمامي اصول نوشته و نانوشته شده جمهوري اسلامي معتقد نيستند و «التزام» ندارند. توسلي از اين رفتارها ميسوخت و گاهي هم ميساخت، اما اين بار رئيس دفتر بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران رويدادي را نظارهگر بود كه عنان از كف داد و در جمع بزرگان مصلحت نظام زبان به اعتراض گشود. اين بار، همنشين خميني، از توهين به ذريه خميني به جوش آمده بود و اين گلايه را به مريدان خميني ميگفت كه ناگهان در اوج كلام او، سكوت آفريده شد و مرگ از راه رسيد؛ مرگي كه خبرسازترين مرگ سال در ايران بود. در اوج يك خبر – توهين به نوه امام – اين خبر شنيده و پس از آن، پس زلزلههاي آن هويدا شد. اگر مرگ او ناگهاني بود، بازتابهاي اين رخداد تلخ هم در يك لحظه فراگير شد؛ آناني كه دل پري از سياستورزيهاي جديد داشتند، همچون توسلي به سخن آمدند. در روز آغازين سخنان گلايهآميز او در مراسم تشييع پخش شد، در روز سوم «علياكبر محتشميپور» انحراف از راه امام را چاشني منبر خويش كرد و فرداي آن روز «شيخ حسن روحاني»، فضاي سخنرانياش در سال 56 در مسجد ارك را در مدرسه شهيد مطهري بازآفريني كرد و همچون توسلي از «تحجر و خرافهگرايي» ناليد. گويي درگذشت توسلي، ساز همنوايي گلهمندان بود كه از هر قوم، زبان، گروهها، حزب و نهادي راه خود را كج كرده بودند و در يادبود توسلي گرد هم جمع شده بودند تا همرايي خويش را با گلايههاي او به اثبات رسانند. به نوعي جبهه منتقدان دولتمردان كنوني برپا شده بود و در اين حال و هوا هركس سير و سياحتي از نقد و مخالفت با منش و روش سياستمداران دولت نهم ميكرد.
تشكيل اين جبهه، پس از درگذشت آيتالله توسلي در مراسم يادبود ايشان، خبرساز شدن اين رويداد را دوچندان كرد و عدم حضور رئيسجمهور در اين مراسم به شدت اين موضوع افزود. به گونهاي كه برخي سايتهاي خبري، تحليلي مبني بر چرايي عدم شركت محمود احمدينژاد ارائه كردند و با وجود انتشار پيام تسليت از سوي او، حضور نيافتن را به دليل فضاي حاكم بر مراسم يادبود آيتالله توسلي دانستند. به هر حال اين درگذشت، در روزهايي رخ داد كه اصلاحطلبان به رد صلاحيت كانديداهاي خود در انتخابات مجلس هشتم اعتراض داشته و توسلي هم همنوا با آنان بود و در ديگر سو، برخي به اعتراض و توهين به نوه امام در پي اظهارات او با «شهروند امروز» پرداختند و نوه ديگر امام هم رد صلاحيت شد، توسلي تاب اينگونه رفتارها را نداشت و با وقوع مرگ در حين اعتراض او كه كانديداي انتخابات مياندورهاي مجلس خبرگان بود، موج اعتراضها فزوني يافت. به هر حال اگر تقدير مرگ آيتالله توسلي را ارزاني داشت، اما پديدار شدن خبرهاي پس و پيش از آن در اراده اين گروه و آن گروه بود كه اين فضا را ترسيم ميكردند و آتش آن را ميافروختند. اين رويداد آنچنان تلخ بود و آنقدر مخالفت در پي داشت كه دولتمردان مجبور به برخورد با هواداران خويش شدند و سايت خبري آنان را فيلتر كردند. اين بار شيشه اصولگرايي آنان شكست و بدون فرمان در جاده يكطرفه رانندگي نكردند!






