تبليغاتX
آذر

آي آدم‌ها كه بر ساحل نشسته، شاد و خندانيد!  

يك نفر در آب دارد مي‌سپارد جان

يك نفر دارد كه دست و پاي دائم مي‌زند

روي اين درياي تند و تيره و سنگين... "نيما يوشيج"

 

در اتاقك‌هاي كوچك و كم نور چند دانشجو را نشانده‌اند؛ دانشجوياني آرام و منتقد. در كورسوي چراغ كوچك سلول فقط تاريكي را به نظاره نشسته‌اند. هر از گاهي نامي از پس در صدا زده مي شود و آن نام را به پرس و جويي ناخوشايند، دعوت مي‌كنند. از اعمال سوء مي گويند و خودكار در دست، از او مي‌خواهند بنويسد و بگويد حتي از اتفاقات و افرادي كه نام ونشاني در يادشان نيست. اين بازي هر روز در آن اتاقك‌ها تكرار مي ‌شود. اما داستان تكراري است و غيرقابل درك. آنان اخلاق‌مداري خود را دليلي بر اين پيامد مي پندارند. اما ديگران اينگونه از رفتارشان ياد نمي كنند؛ ديگراني كه صاحبان آن اتاقك‌ها هستند و برچسب‌هايي را بر پيشاني‌شان مي‌آويزند كه هيچگاه آنان آن را دوست نمي دارند.

سوگند ياد مي كنم كه در صداقت و اخلاق دوستان دربندم شكي ندارم. آنقدر اخلاق را در سياست‌ورزي خود آميخته بودند كه بي هيچ ادعايي به ميدان انتقاد آمدند و اعتراض كردند و در پي اين گام‌هاي كوچك خود در 18 تير در برابر خانه خود يعني دانشگاه به اتاق‌هايي رهنمون شدند كه جاي آنان نيست و بزهكاران را بدانجا مي برند؛ نه دانشجوياني كه در غم ميهن مي‌گريند و خود را به آب و آتش مي‌زنند.

نزديك به يك ماه مي‌گذرد؛ محمد هاشمي، علي نيكونسبتي، مهدي عربشاهي، مجتبي بيات، مرتضي اصلاح‌چي، علي وفقي، بهاره هدايت، بهرام فياضي، حنیف یزدانی و عبدالله مؤمنی در بندند و ساير دانشجوياني همچون احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی هم‌دانشكده‌اي‌ام  همچون آنان در اين اتاقك‌ها زندگي خود را مي‌گذرانند و سختي دربند بودن را تحمل مي‌كنند.

البته دوري همكارم فرشاد قربانپور هم بر ناراحتي‌هايم افزوده شده است و نگراني از گريه شبانه كودك چند ساله او مرا مي‌آزارد.

ديگر هيچ نمي‌گويم و فقط يك خواسته را از خداوند دارم و آن آزادي تمامي آنان از بند است. شما هم او را يخوانيد و آزادي آنان را طلب كنيد؛ چرا كه خداوند قدرتمند مطلق است.

نوشته‌هاي مرتبط:

يادي از دوستان دربندم

لااقل آزادمرد باشيد


+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 16:7  توسط فرید مدرسی  | 
#hd a:visited{font-size:50pt;color:#9D4506;}