چندروزی است که دوستان مهربانم؛ خانم نفیسه زارعکهن و آقای حجت شریفی در بازداشت به سر میبرند. بازداشتی که معلوم نیست، بر اساس کدام جرم کرده یا نکرده آنان انجام شده است. آن روز که این اتفاق رخ داد، هیچگاه فکر نمیکردم، این دو عزیز اینقدر طولانیمدت در بند بمانند و زندگی آرام و ساده آنان در اوین ادامه یابد...
ادامه مطلب
صاحب دوگانههای متضاد
آيتالله حاج شيخ محمدتقي جعفري توصيفناپذير است. همانگونه كه سخن گفتنش با پيچيدگيهايي عجين بود، شناخت او هم در اين لايههاي تودرتو رفتارياش ممكن به نظر نميرسد. مشخص نيست؛ در كدام مكتب حوزوي (قم، تهران، مشهد يا نجف) قرار دارد و در كدام جريان فلسفي گام برداشته است، منتقد حوزويان است يا مويد آنان، حوزوي است يا دانشگاهي، مخاطبش نخبگان بودند يا عوام و... او اگرچه سياستورزي نميكرد و آنچنان موضع سياسي از او يافت نميشود، اما با سياسيون مرتبط بود؛ گاهي پيوندي قدرتمند ميان آنان و او پابرجا بود. متشرع بود، اما با مذهبگريزان هم گپ و گفت داشت. فلسفه و عرفان را دوست ميداشت و با مخالفان حوزوي اين دو علم هم رفاقت داشت و آنان نيز او را عزيز ميداشتند. فهرست نشست و برخاستكنندگان با او، همچون گفتارش متكثر و متنوع بود؛ اگرچه گاهي هم كدورتهايي پيش ميآمد، اما آنان را طرد و نفي نميكرد. جعفري آميختهاي از رفتارهايي بود كه در چشم عموم متضاد ميآمدند و در يك ظرف نميگنجيدند. مگر ميشود، فلان نظامي ارشد پهلوي به او احترام بگذارد و مجاهدين خلق در پاي منبر او ميخكوب بنشينند؟...
ادامه مطلب
برخی فقهاء منتقد او بودند
حجتالاسلام و المسلمین علیاکبر رشاد، روحانی صاحبنامی است که پس از انقلاب بر کرسیهای مدیریت فرهنگی نظام تکیه زده است. حضورش در سازمان تبلیغات اسلامی، به عنوان موتور تبلیغاتی حکومت اسلامی و پس از آن در دهه هفتاد تاسیس نهادی با نام «پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي»، در قالب نهادی پاسخگو به جریانهای نوپدید برابر مبانی تئوریک نظام، نشانی از مسولیتهایش است. عهدهداری اینچنین سمتی، باعث شد که او بیش از گذشته با آیتالله شیخ محمدتقی جعفری آشنا شود و از دانشش برای پیشبرد اهداف فلسفی-معرفتی نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی بهره برد. همچنین در نهایت هم مراسم نکوداشت استاد جعفری را برگزار کرد تا بزرگ دارند؛ جایگاه علمی او را. رشاد دانشآموخته حوزه است و در مکتب درسی حضرات آیات حسین وحیدخراسانی، حسینعلی منتظری، سیدعلی خامنهای و مجتبی تهرانی تلمذ کرده است؛ هم فقه و اصول خوانده و هم فلسفه و به ادبیات هم گوشه چشمی دارد. از این رو، شاید پرسیدن از او درباره علامه جعفری و رابطهاش با حوزه مقدور باشد...
ادامه مطلب
رؤیای احمدینژاد – خط قرمز علماء
«محمدرضا رحیمی» معاون اول احمدینژاد در «قم» با اعلام کمک مالی «دولت» به «حوزه»، جبهه ضددولتی حوزویان را مستحکمتر کرد. او در اجلاس «نماز» گفت: « برای اولین بار در دولت نهم جهت طلاب حوزه علمیه همانند دانشجویان ردیف بودجه درنظر گرفته شد. » رحیمی آرزویی را تکرار کرد که رئیساش سالها پیش آن را عیان کرده بود. «محمود احمدینژاد» در سالهای آغازین ریاستش، در واکنش به اولین گلایههای علما برابر اقداماتاش؛ به جای رفع آن، حوزه را به دریافت کمکهای دولتی ترغیب کرد: « دولت و خزانه عمومي نميتواند خود را از مسووليت ترويج فرهنگ اسلامي دور نگه دارد...
ادامه مطلب
منادی تحوّل در حوزه
در ابتدای دهه 40، «تحولخواهان در نهاد روحانیت» در قالب کتابی به نام «بحثی درباره مرجعیت و روحانیت» مانیفست اعتقادی خود را درباره چگونگی و چیستی حوزه نگاشتند و برابر چشمان همگان با خیال راحت انتقاد کردند و پایشان را فراتر از چارچوب مرسوم حوزه قرار دادند. پس از آن بود که نظامهای جدید آموزشی در حوزه علمیه قم در قالب چند مدرسه و موسسه برپاشد. در دی 1341، آن هنگام که بزرگان تحولگرایی در حوزه؛ آقایان علامه طباطبایی، سید ابوالفضل زنجانی، مرتضی مطهری، مهدی بازرگان، سیدمحمد بهشتی، سیدمحمود طالقانی و مرتضی جزایری در کنار یکدیگر این مانیفست را نوشتند، نمیدانستند که شخصیتی در شهر کوچکی به نام «اردکان» حضور دارد که سالها پیش در قالب یادداشتی همینگونه سخن گفته بود...
ادامه مطلب

