از تبار قدما
آيتالله شيخ جعفر سبحاني پا به ميداني گذاشت كه متفاوت با روزگار گذشتهاش رخ نمود. او اگرچه بر مبناي نگرش فقهياش به مجلس گفت كه بايد مصوبات و قوانين مرتبط با شرع پيش از آن در ميان فقها بررسي شود، اما پيام آن سياسي بود: انتقاد يك مرجع تقليد از قوه مقننه جمهوري اسلامي ايران. او ديروز در قامت يك انديشمند كلامي شيعي به منازعه با دگرانديشان، اهل تسنن و وهابيت پرداخته بود و نامهها و انتقاداتش در اين عرصه تعريف ميشد و امروز در جايگاه يك مرجع تقليد و فقيه، يك نهاد ذينفوذ حكومتي را به ميدان مباحثه كشاند و از رئيس آن – علي لاريجاني – بازخواست كرد. همان بازخواستي كه آيتاللههاي ديگر در ايام قديمه و جديده از حكومتهاي وقت ميكردند و آنان يا بيتفاوت از كنارش ميگذشتند يا كرنش و تمكين ميكردند...
ادامه مطلب
امام را فقيه نميدانستند
آيتالله شيخ يوسف صانعي در آستانه سالگرد سيامين سال پيروزي انقلاب اسلامي به ميدان گپوگفت دعوت شد تا جايگاه امام خميني را در سالهاي پيش از پيروزي در حوزه علميه قم تحليل و تفسير كند. او با توجه به شاگردي امام و رفتوآمد به منزل ايشان و تحصيل در حوزه با ميدان منازعه سياستورزي «امام» و «حوزه» آشنايي داشت. اگر در ابتدا سعي ميكرد اصول كلي حاكم بر رفتار امام را همچون علما و زعماي گذشته و همعصر با ايشان به تصوير كشد، اما در ادامه روش سياستورزي امام را متفاوت با قاطبه حوزه ترسيم كرد. اين شمايل بهگونهاي بود كه آيتالله صانعي گفت: «امام در حوزه مظلوم بود.» در اتاقي در طبقه دوم دفتر آيتالله، در حالي گفتوگو را آغاز كردم كه صندلياي را در برابر ايشان قرار دادم و پرسيدم از حوزه و امام. آيتالله اگرچه در جايگاه مرجعيت نشسته بود، اما به راحتي سخن ميگفت و من در ايستادگي بر فرضهاي تحليليام هراسي نداشتم و با آرامش با ايشان سخن ميگفتم و گفتارهاي خودماني آيتالله را ميشنيدم. البته گويي مصاحبه به نيمه رسيده بود كه پايان يافت؛ پاياني كه آيتالله گفت: «در دهههاي بعدي [دهه دوم و سوم انقلاب] روش سياستورزي امام تضعيف شد...
ادامه مطلب
شريفزادهاي كه مرجع شد
آيتالله العظمي سيدشهابالدين مرعشي نجفي زاده تنوع و تكثر بود و در اين طريق گام برداشت. اجدادش صاحبمنصباني در ميدان علوم اسلامي تا سلطنت و حكومتداري بودند، علومي از طب تا فقه را فرا گرفت، در هر منطقهاي استادي داشت و اجازه روايت از عالمان شيعي تا اهل تسنن كسب كرده بود، در منش سياسي با حاج شيخ عبدالكريم حائري همراه بود و سالها بعد ياور امام خميني شد، با پيروزي انقلاب اسلامي، از اشغال سفارت آمريكا حمايت كرد و در كنارش، مهندس مهدي بازرگان – نخستوزير دولت موقت – را فرزند خود ناميد؛ همانطور كه «نواب صفوي» هم آيتالله را «پدر» ميخواند. او مترادف يك عالم ديني بود كه در يك حلقه، محفل و دايره قرار نميگرفت؛ او كنجكاو و جستوجوگر بود و از حضور در اينجا و آنجا براي كسب تجربهاي ديگر ابايي نداشت.
ادامه مطلب
به امام پيشنهاد دادند كه اعلام عفو عمومي شود
«سيدمحمود» فرزند آيتالله العظمي سيدشهابالدين مرعشي است كه همچون پدر لباس روحانيت بر تن دارد و در نزد اساتيدي همچون حضرات آيات فاضللنكراني، شيخ ابوطالب تجليل تبريزي و محمدتقي ستوده دوره سطح را گذراند و به درس خارج فقه پدر راه يافت. اين روحاني 67 ساله را در اتاقي در كتابخانه آيتالله مرعشي نجفي ديدار كردم كه بر ديوار آن نقاشيها و تصاويري از آيتالله نقش بسته بود. او بنابر حكمي از سوي پدر به رياست كتابخانه آيتالله منصوب شده و به توسعه و نگاهداري آن مشغول است. سيدمحمود مرعشي آرام و باطمأنينه به سوالات پاسخ داد و كمتر در لفافه سخن گفت...
ادامه مطلب
مثلث مدافعان دارالافتاء
ائتلاف نانوشته اصلاحطلبان، عملگرايان و اصولگرايان
تشكيل «دار الافتاء» روياي ديرينه آيتالله اكبر هاشمي رفسنجاني است. رويايي كه از آغاز دهه 80 تاكنون او بارها در ميان حوزويان و در گفتوشنود با رسانهها مطرح كرده است و هر باره بر تاسيس «شوراي فتوا» توسط علماي شيعه پاي فشرده است. هاشمي در مرداد 83 گفته بود: «چون ما حكومت اسلامي نداشتيم و الان حكومت درست كرديم حوزه ما بايد حكومتي شود و مسائل حكومتي شكل روشني در حوزه داشته باشد. بايد مرجعي در حوزه باشد و از نظر من آن مرجع شوراي فتواست و نه شخص. در اين زمان هيچ شخصي نميتواند در همه مسائل فتوا بدهد...
ادامه مطلب

