دفاع فقهي از فردگرايي
عنوان كتاب «انديشه سياسي آيتالله خويي» به روشني هدف نويسنده كتاب را آشكار ميكند. او ميخواهد در تار و پود زندگاني و آراي آيتالله جستوجو و اين انديشه را استخراج كند. اما نويسنده از ابتدا، فرض نادرستي را بنا مينهد و سعي ميكند انديشه و رفتار آيتالله را با آن فرض تطبيق دهد و دوري و نزديكي به آن را به رخ كشد. او قائل بودن به حكومتداري فقها را مبناي انديشه سياسي ميداند و عدم اعتقاد آيتالله را برنميتابد، تا جايي كه در برابر اعتقاد آقاي خويي مبني بر «تصرف جاير در زمان غيبت به مثابه تصرف سلطان عادل است»، اين منظر را «خوشبينانه» (ص 91) مينامد و در جايي ديگر به صراحت درباره آراي آيتالله مينويسد: «انديشه سياسي آيتالله خويي از حالت پيشآهنگي و تحولسازي بازمانده و ماهيت انفعالي يافته است و شايد همين عامل، او را در عمل به سوي انزواي سياسي كشاند و مانع از ارائه طرحي نظاممند و پويا در انديشه سياسي او گرديد.» (ص 119) انتقاد نويسنده كتاب «انديشه سياسي آيتالله خويي» برآمده از اين «فرض نادرست» است. او اگرچه به ديگر محققان توصيه ميكند كه «در بررسي ديدگاه او [آيتالله خويي] در اين مورد [ولايت فقيه] نبايد تنها از زاويه خاصي به موضوع بنگرند، بلكه لازم است تمام مولفههاي مطرح در اين مسئله را مورد توجه قرار دهند.»(ص114) اما خود هم به اين توصيه وفادار نبوده و فقه سياسي و انديشه سياسي را مترادف با يك نظريه قرار داده و در گوشهگوشه سطور كتاب سعي كرده است، دوري و نزديكي انديشه آيتالله خويي را با اين نظريه بسنجد. در حالي كه آيتالله خويي خود نماينده يك مكتب سياسي بود؛ با ابعاد سلوك خاص آن مكتب. نميتوان نماد يك مكتب به نام «نجف» را بر اساس ابعاد انديشهاي مدافعان «ولايت مطلقه فقيه» سنجيد؛ همانطور كه نميتوان همچون برخي محققان عرفيگرا، از «خويي» چهرهاي مدافع جدايي دين از سياست به تصوير كشيد؛ اگرچه رگههايي از اين تفكر در كالبد انديشهاش باشد...
ادامه مطلب
«حوزه» از رهبري خط ميگيرد
حجتالاسلام و المسلمين «محسن غرويان» يكي از مدافعان نظريه پيوند حوزههاي علميه و نظام سياسي است. براي اولين بار، او را در منزلش در قم ملاقات كردم. در فضاي باز مقابل خانهاش حصيري انداخت و در ميان بازي كودكان مصاحبه آغاز شد؛ مصاحبه با استاد حوزهعلميه قم كه شبها در مدرسه فيضيه مكاسبِ شيخ را تدريس ميكند و روزها در مدرسه طلاب خارجي «نهايتالحكمه» را آموزش ميدهد. آنچنان سخن ميگفت كه غرويان ديروز را در برابر چشمانم نديدم. اين روحاني 49 ساله، در سال پيروزي انقلاب اسلامي وارد حوزه علميه قم شد و پس از اتمام دوره سطح، در درس خارج آيات عظام وحيد خراساني، مرحوم فاضل لنکرانى، مرحوم شيخ جواد تبريزى و مکارم شيرازى حضور يافت. او در کنار تحصيل دروس حوزوي، در موسسه در راه حق، بنياد فرهنگى باقرالعلوم و موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى دروس کلام، فلسفه و آشنايى با مکاتب غربى را آموخت. در همان دوران با آيتالله مصباحيزدي آشنا شد و در موسسهاش عضو هيات علمي و سردبير ارگان تئوريك اين موسسه (معرفت) شد. اما يك گفتوگو دوره جديدي را براي او رقم زد كه ديگر او در كنار آيتالله مصباحيزدي ديده نشد. غرويان در روزنامه «شرق» از ديه برابر زن و مرد دفاع كرده بود؛ ايدهاي كه اكنون در حال اجرايي شدن است. اما آن روز فرجامي ديگر يافت كه خود سري دراز دارد. البته در نهايت رسانهها در خبري عنوان كردند: «غرویان به دلایل نامشخص از موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی زیر نظر آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، استعفا کرده است...
ادامه مطلب
حوزه از كمكهاي دولتي ابا دارد
آيتالله العظمي «لطفالله صافي گلپايگاني» به صورت پرسش و پاسخي به بيان ديدگاههاي خود درباره «سير حوزههاي علمي شيعه» پرداخته بود كه 26 دي 57 مطرح شده است. اين مجموعه در قالب كتاب كوچكي با 72 صفحه، با تيراژ هزار نسخه، در زمستان 74 از سوي دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم منتشر شد...
ادامه مطلب
دو دوره آموزشي در حوزه
مركز مديريت حوزه علميه قم دو دوره تحصيلي با نام «دوره بلندمدت» و «سفيران هدايت» را در قم و مدارس علميه شهرستان برگزار ميكند. نظام حاكم بر اين دورهها كاملا برنامهريزي شده و مدون است و همچون دانشگاهها گواهينامههايي صادر ميشود و از واحدهاي درسي سخن گفته شده است. امروز حوزه علميه قم، غير از مدارس علميه استان خراسان و شهر اصفهان، بر ساير مدارس علميه نظارت و آنان را به همراهي با برنامههاي اين مركز ملزم ميكند...
ادامه مطلب
مكلّاها ميداندار خرافه هستند
آيت الله «سيد محمد موسوي بجنوردي» از 7 سالگي به تحصيل علوم حوزوي در نجف پرداخت و در محضر اساتيدي همچون حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، امام خمینی، میرزا سید حسن بجنوردی (پدرش) و شیخ صدرا بادکوبهای تلمذ كرد. او در آن سالها رسائل، مکاسب و کفایتین را به زبان عربی برای شیعیان کشورهای عرب زبان تدریس میکرد كه سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب از رهبران حزبالله لبنان از شاگردانش بودند. او پس از انقلاب از سوي امام به عضويت شوراي عالي قضايي منصوب شد و امروز به تدريس در دانشگاهها و در ميان حوزويان مشغول است. همچنين بجنوردي در اردیبهشت 81 به دعوت «طنطاوی» شیخ الازهر به مصر رفت و درباره «نقش عقل در شریعت» سخنراني کرد. از اين رو، به ديدارش در دائرهالمعارف اسلاميرفتم تا درباره خرافات و مرز آن با باورهاي صحيح بپرسم. او اگرچه گاهي به كليات ميپرداخت، اما در كنارش به مصاديق هم گوشه چشميداشت و برخي ادعاهاي جديد را بازكاوي كرد...
ادامه مطلب

