پناهگاهِ مردم
حجتالاسلام و المسلمين «عبدالمجيد معاديخواه» در مجموعهاي 10 جلدي، فرهنگ تفصيلي مفاهيم نهجالبلاغه با نام «فرهنگ آفتاب» را نگاشته است و در كتابي ديگر با عنوان «خورشيد بيغروب» نهجالبلاغه را ترجمه كرده است. دريچه مطالعات او در اين عرصه، به سالهاي پيش از انقلاب و دوران طلبگياش باز ميگردد. آن سالها قرار بود كه او به همراه ديگر يارانش همچون اكبر هاشميرفسنجاني، سيدمحمد خامنهاي و محمدرضا مهدويكني به تحقيقي جمعي دست زنند كه در نهايت فقط او باقي ماند و تنهايي به تحقيق در نهجالبلاغه پرداخت. او همچنين تاكنون 7 جلد كتاب درباره تاريخ اسلام نوشته است كه 3 جلد آن به دوران «عصر اصلاحات علوي» باز ميگردد. سهشنبه شب تا يك بامداد چهارشنبه با او درباره اميرالمومنين و شكلگيري شخصيت اين بزرگمرد تاريخ تشيع به گفتوگو پرداختم؛ اما در اين كوتاهي زمان، توانستيم فقط گوشه ای از ابعاد و سلوك علي بن ابي طالب(ع) را تشريح كنيم و به تصوير كشيم...
ادامه مطلب
دو مصباح در يك گفتمان
كتاب «گفتمان مصباح» كتابي است كه به روشني «دو مصباح» را به نمايش ميگذارد؛ «مصباح مقابل خاتمي» و «مصباح مقابل هاشمي».
اگر احمدينژاد كانديداي محبوب آيتالله «محمدتقي مصباحيزدي» بود و بر كرسي قوه مجريه جمهوري اسلامي ايران تكيه زد تا سياستهاي آيتالله را با ياري مريدانش اجرايي كند، اما در اين كارزار جديد، ريزش نيرو هم ارمغاني ديگر بود كه نصيب آيتالله شد...
ادامه مطلب
رسانه هاي مصباح خبر چاپ كتاب را منتشر نكردند
حجتالاسلام «رضا صنعتي» نويسنده كتاب «گفتمان مصباح» است. فضاي سالهاي اوليه دولت خاتميو به چالش كشيدن اصلاحطلبان از سوي آيتالله محمدتقي مصباح يزدي، باعث شد كه او روي اين مباحث تمركز و شروع به جمعآوري اين اظهارات و بازتابها كند. صنعتي طلبهاي است كه امروز در درس خارج فقه و اصول حضور مييابد و در هنگام بررسي اين كتاب نيز در تبليغ ديني به سر ميبرد. از اين رو، با او تلفني گفتوگو كرديم و روايت تدوين كتاب را از زبانش شنيديم. او اگرچه در ابتدا، كتابي تحت عنوان «مصباح دوستان» نگاشت و در مجموعه هوادارن آيتالله منتشر شد، اما با بسط و بازنويسي آن، مسائل پس از انتخابات رياست جمهوري 84 بر آن افزوده شد و «مركز جريان شناسي تاريخ معاصر» تحت مديريت «حميد رسايي» حاضر به انتشار آن نشد و «مركز اسناد انقلاب اسلامي» مجموعه جديدي را تحت نام «گفتمان مصباح» منتشر كرد و مطالب صريح و روشن نويسنده در نقشآفريني آيتالله در حمايت از «محمود احمدينژاد» را حذف نكرد...
ادامه مطلب
نجف را بر قم ترجيح می داد
شيخ محمود خليلي را از كودكي ميشناختم و از آمد و رفتش به لبنان و سوريه حتي پس از ربودن آقاموسي صدر مطلع بودم. در كودكي، رهاورد سفرش را در اسباببازيها ميديدم و هيچگاه به سوغاتي ارزشمند؛ «خاطراتي از امام موسي صدر» نينديشيده بودم. سالها بعد، دانستم كه او رئيس دفتر امور شرعي مجلس اعلاي شيعيان لبنان بوده است و آقاموسي رئيس مجلس، اما گفتوگوها درباره آقاموسي تفنني بود و در خلال گعدههاي فاميلي مطرح ميشد. هفته گذشته فضاي خانه آقاي خليلي برايم ميدان روايتگري او از آقاموسي شد. او آنگونه از اين رهبر بزرگ لبنانيها و پرورشيافته قم نقل ميكرد كه «امام صدر» در برابر ديدگانم به تصوير كشيده شد و ايام تاريخي همچون امروز روشن شد و به نمايش درآمد. البته وسواس او در ذكر نام اين و آن مانعي بود كه «مزه» مصاحبه شد...
ادامه مطلب
هم قمی بود، هم نجفی
حجتالاسلام و المسلمين سيدعبدالعزيز حكيم، سياستمدار ارشد شيعي عراقي است كه پس از ترور و شهادت برادرش – آيتالله سيدمحمدباقر حكيم – رياست مجلس اعلاي عراق را برعهده دارد و نماينده متنفذ و همرأي با آيتالله سيستاني در مجلس عراق است. او فرزند بزرگ مرجع عراق، مرحوم آيتالله العظمي سيدمحسن حكيم است. از آن رو كه امام موسي صدر ارتباط عميقي با آيتالله حكيم و آيتالله خويي و روابط مستحكمي با حوزه نجف داشت، تاحدي كه گفتارهاي مخالفانش در ميان علما و مراجع نجف تاثيري نميگذاشت، سيدعبدالعزيز حكيم، فرزند آيتالله حكيم را برگزيديم تا اين روابط را برايمان روايت كند. به دليل فرصت اندك و مشغوليتهاي حكيم فرصت گفتوگوي حضوري مهيا نشد و به پرسشهاي مكتوب بسنده كرديم...
ادامه مطلب
روحانيونی در جنبش مشروطه
در دوران جنبش مشروطه روحانيون بسياري در اين عرصه وارد شدند و به تبيين، مخالفت يا موافقت با مشروطهخواهي پرداختند. در اين ميان، به مدخلي درباره روحانيون ارشد آن دوران ميپردازم...
ادامه مطلب

