تبليغاتX
آذر

دگرانديشي تمام‌عيار

چگونه علامه طباطبايي درگذشت؟ 

«حدود يك هفته قبل از فوتشان، آيت‌الله آقاي شيخ ابراهيم اميني كه از شاگردان خاص ايشان بودند، به من زنگ زدند كه «فلاني! علامه در منزلش نفت ندارد و وقتي من به خدمت ايشان رسيدم، ديدم از شدت سرما به خود مي‌لرزد. كسي هم نيست كه به وضع ايشان رسيدگي كند.» من سريعا به بنده‌زاده، آقا مسعود گفتم كه برو ببين در منزل، پيت نفت نداريم؟ رفت و دو پيت آورد. من پر كردم و با ماشين، به در منزل ايشان در همان نزديكي منزل آقاي [محمد] يزدي بردم. خودشان دم درآمدند. عبايشان را به خود پيچيده بودند. خلاصه نفت‌ها را داخل بخاري ريختيم و روشن كرديم. ايشان با همان حالي كه داشت، فرمود: «اميدوارم همانطوري كه تو ما را گرم كردي، خدا هم تو را روشن و گرم كند!» چند روز بعد از اين ماجرا، ايشان دچار سرماخوردگي و سينه‌پهلو شدند. ايشان را به بيمارستان آقاي گلپايگاني منتقل و بستري كردند. حدود يك هفته آنجا بودند و ما روزها خدمت ايشان مي‌رسيديم و مي‌ديديم كه در عالم بيهوشي به سر مي‌برند و بعد از آن، دار فاني را وداع گفتند.»...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 16:29 توسط فرید مدرسی| |
مرجع تقليدي در قم در حال تمشيت امور متشرعين بود كه نوايي تند از تهران شنيده شد؛ آن هم از سوي چهره‌هايي كه لباس شريعت را بي‌عمامه بر تن كرده‌اند و خود را نه‌تنها منادي دين و ديانت، بلكه وامدار رهبر فقيد انقلاب مي‌پندارند. اين ناملايمتي‌ها در حق مرجع تقليدي روا شده است كه نه در انبان نامه‌ها و دستخط‌هاي «امام امت» سخن تندي عليه او است و نه در شاگردي او در نزد آيت‌الله‌العظمي روح‌الله خميني ترديدي. بلكه حتي استاد، شاگردش – آيت‌الله يوسف صانعي- را «فرزند» نام مي‌نهد و دست‌پرورده خود...
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 12:18 توسط فرید مدرسی| |

رازهاي آيت‌الله

 

در آبان‌ 58 ناگهان نام يك روحاني انقلابي در صدر اخبار رسانه‌هاي خارجي و داخلي قرار گرفت. او «سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها» بود كه با طرفه‌‌العيني مجوز اشغال سفارت آمريكا را در 13 آبان 58 صادر كرده بود. روحاني 38 ساله چند دانشجو – محسن ميردامادي، ابراهيم اصغرزاده و حبيب‌الله بي‌طرف- را در دفتر كاري خود پذيرفت و در آغاز شكل‌گيري نظامي نوپا با اقتدار از فتح سفارتخانه بزرگ دولت جهاني- ايالات متحده آمريكا- استقبال كرد. فرمان شروع عمليات از سوي او صادر شد و دانشجويان از ديوار سفارت بالا رفتند و حادثه‌اي بزرگ را پس از انقلابي بزرگ خلق كردند تا پس از اندك زماني رهبر انقلاب اقدام آنان را «انقلاب دوم» بنامد. چهره‌اي كه اين حادثه با نام او گره خورده است، اندك‌اندك رمزگونه و پيچيده به نظر مي‌رسيد و رسانه‌هاي غربي از او به عنوان «مرد اسرارآميز» ياد كردند و ديگران از هر گروه و فرقه‌اي بر آب و تاب اين توصيف افزودند. برخي بولتن‌سازي كردند و از ارتباط‌هاي كذايي نام بردند و گروهي لفظ «پدرخوانده» را براي او برگزيدند. هر روز كه مي‌گذشت؛ در پي حادثه‌اي، سيماي روحاني آفريننده «انقلاب دوم» نه تنها رمزگشايي نمي‌شد، بلكه بر اسرار زندگي او در اذهان دوست و دشمن افزوده مي‌شد. البته او نيز با سكوت خود مهر تاييدي بر شايعات و توهمات مي‌زد و هيچ‌گاه در برابر اين اظهارات افسانه‌اي، در رد و تاييد آن سخن نمي‌گفت. اما شايد او نيز اينگونه مي‌پسندد، چرا كه او حتي در توصيف مراد خود- آيت‌الله خميني- پس از فوت ايشان، پيچيدگي و مرموزي را نكته‌اي درخور توجه امام خميني دانست: «امام به لحاظ شخصيت استثنايي‌اش جاذبه خاصي داشت؛ جاذبه‌اي مرموز و پيچيده.»(1) حال بازگشايي پيچيدگي «موسوي‌خوئيني‌ها» اگرچه سهل و آسان به نظر نمي‌رسد؛ اما شدني است و او مستثني نيست. البته بايد او را از «نو» شناخت...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 5:48 توسط فرید مدرسی| |

روايت سكوت

 

سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها سال‌ها بود كه از برابر پرسش خبرنگاران به نرمي‌ مي‌گذشت و از گفت‌وگو خودداري و سوال‌ها را بي‌پاسخ رها مي‌كرد. اما اين بار موسوي‌خوئيني‌ها همچون گذشته با ما روبرو نشد و بدون هيچ آشنايي يا واسطه‌اي از همفكران سياسي‌اش، تقاضاي ما را پذيرفت تا تاريخچه زندگي و خاطرات سياسي پيش و پس از انقلاب خود را با او مرور كنيم؛ از آغاز تحصيل علوم حوزوي در قزوين تا سكوت مشهور او در دوران حاضر. اگرچه پيش از گفت‌وگو همچون ديگران از او چهره‌اي پررمز و راز و پيچيده ساخته بوديم، اما پس از دو ساعت گفت‌وگو، ديگر او را اينگونه نيافتيم و با چهره‌اي جديد از «روحاني پيچيده» آشنا شديم. از آيت الله جهت مهيا كردن اين فرصت مغتنم سپاسگزاري مي كنيم...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 13:48 توسط فرید مدرسی| |

صاحب خطبه‌هاي آتشين

شيخ محمد يزدي 76 ساله رئيس جامعه مدرسين شد؛ تشكيلاتي كه اكنون اگرچه پايي در سياست دارد، اما در اطراف و اكناف حوزه، سيطره‌اي دوچندان يافته است. مرزهاي حوزوي بدون اراده صاحبان اين تشكل ترسيم نمي‌شود و سياست‌هاي كلان حوزه بدون اشاره آنان پا نمي‌گيرد؛ چراكه شوراي عالي حوزه از اعضاي ارشد جامعه مدرسين شكل گرفته و اعضاي آن هر كدام در مدرس و درگاه حوزويان مريداني دارند و رواديد تحصيل و تدريس در حوزه بدون مهر اين محفل انس ده‌ها روحاني ارشد نافذ نيست. اكنون اين كانون توجهات تمام و كمال به دست صاحب‌نامي رسيده است كه توصيف اوصاف او شهره عام و خاص است و خطابه‌هاي آتشين او از سال‌هاي دور به ياد و خاطر مي‌آيد...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 5 آبان1386ساعت 14:58 توسط فرید مدرسی| |