دوستان و اعضای انجمن های اسلامی سراسر کشور، اگر گزارشی از وضعیت انجمن خود و فشارهای وارده بر آنها دارند، خواهشمندم در قسمت کامنت به طور كامل و با مشخصات دقيق از خود گزارش دهند تا لااقل گزارشي از مسائل ارائه شود.
باسپاس
در مورد اینکه چرا مثل گذشته نمینویسم، حرفی نمیزنم. چونکه یکی از دوستان در کامنت خود گلایه کرده بود که " خواهشا دست از اين مظلوم نمايي ها كه من كارت اينترنت ندارم و ... دست بردار. اولا كه كي گفته بايد داشته باشي؟ ثانيا اون وقت كه همه چيز داشتيد چه دردي از من و ديگران دوا كرديد جز اينكه انقدر اين و اونو به جون هم انداختيد و دعواهاي سياسي راه انداختيد كه مسئولين از ما مردم بدبخت بيشتر غافل شدند. ثالثا خدا شاهد است كه من به احمدي نژاد راي ندادم (و به هاشمي راي دادم در هردو مرحله) ولي آنقدر نامردي نكنيد . تو كارت نداري چه ربطي به دولت جديد داره؟ مگه اون روزي كه همه امكانات مملكت دست دوم خردادي ها بود و گوش فلك از شعارهاي كذايي شان كر شده بود، من كه كارت نداشتم چيزي گفتم؟ اون بدبخت دهاتي كه لباس نداشت چيزي گفت؟ كارتن خوابها سرو صدا كردند؟ كم مردم را خر كرديد؟ كم بودجه مردم را روزنامه كرديد و دعوا راه انداختيد؟ حالا كه اون مسخره بازيها تمام شد و مردم بهتون راي ندادند مظلوم نمايي مي كنيد كه كارت ندارم و... بياييد گزارش دهيد كه چقدر گره از كار مردم باز كرديد و چقدر كار ايجاد كرديد و چقدر درد محرومين را دوا كرديد و ... چقدر ادعا و چقدر حرف و چقدر شعار؟ "
***
به هر حال میخواهم چیزی بنویسم و دليلي هم ندارم. برخی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری فریاد زندند که " حاکمیت یک دست می شود! " ولی امروز می بینیم که نه تنها یک دست نشده، بلکه حتی آن یک دست های گذشته چند پاره شدند. برخي مديران تازه مدير شده در وزارت علوم و دانشگاه ها، مي خواهند پروژه پلمب كردن انجمن هاي اسلامي و اخراج و تعليق فعالان دانشجويي و استادان مستقل را پيش ببرند و از سوي ديگر عقلايشان كه در برخي وزارتخانه و نهادها هستند، اين كار را به نفع حاكميت قلمداد نميكنند و استحاله يا پاكساري از دورن انجمن ها و دانشگاه ها و تغيير اساسنامه ها و روش برگزاري انتخابات هاي اين تشكل ها را پي گيري ميكنند. به هر حال اين دو برنامه را اصولگرايان جديد و قديم مي خواهند در دانشگاه ها با چراغ خاموش پياده كنند. اما اخبار حاكي از آن است كه سمبه مديران تازه مدير شده وزارت علوم پرزورتر است. زيرا كه تا به حال ۴ انجمن اسلامي ( لرستان، مازندران، اصفهان و علوم پزشكي همدان ) پلمب شده است و اخراج و تعليق هم كه الي ماشاالله است و از سوي ديگر مجوز مراسم ها هم آنقدر صادر نميشود كه برخي اوقات اعضا از دادن مجوز به مراسمي حتي علمي و پژوهشي انجمنهاي اسلامي تعجب ميكنند.
" سایت کیهان را الان دیدم و هیچی از این قضیه ننوشته " این مطلبی است که وبلاگ نویسی که خود را فعال اصلاح طلب، مدافع مشارکتي ها و مصطفی معین قلمداد می کند، پس از نوشتن برخی ادعاها در مورد ارتباط برخی روزنامه نگاران، بر گوشه وبلاگ خود حک کرده است. برخي مي گويند كه مشخص نیست که با چه نیت آن ادعاها بیان شده است، البته اگر به دقت بنگرید واضح است. گویی به نوعی از این روزنامه ناراحت است که مطلبی ننوشته، اما اگر به صفحه ۱۴ کیهان مراجعه کند، می بیند که چه بسیار نیکو انعکاس داده شده است. پس بر او مبارک که دست های آلوده را بر ملا کرده و روزنامه های همفکر او! آن را انعکاس داده اند. تازه سایت بازتاب و سایت فردا هم مرحمت کردند و این دوست فعال بزرگ اصلاح طلب که چایی شیرین خود را با برخی دوستان می خورد و برخی دیگر از او تقدیر می کنند را شاد و خشنود ساخته است. این اتفاق مرا به یاد طنزی انداخت که می گویند " در بازی یک تیم محلی با تیم آرژانتین، غضنفر نامی در تیم محلی به تیم خود گل می زند و مارادونا به راحتی ایستاده و نگاه می کند و می خندد. در این هنگام کاپیتان، به بیوک که مسوول مهار مارادونا بوده است می گوید بیوک جان مارادونا را ول کن غضنفر را بچسب! "
حسن روحانى در پى دعوت حزب اعتدال و توسعه دوباره به ميدان «نقد سياست خارجى احمدی نژاد» آمد و به همراه «فاطمه هاشمى رفسنجانى» وارد سالن كوچك نشست دبيران استانى حزب اعتدال و توسعه شد. گزارش من در روزنامه شرق در مورد آنچه او گفت.... ( گزارش کامل )
