تبليغاتX
آذر

الان می خواهم یک کامنت از منتقدان عزیز در مورد تجمع دیروز بدون هیچ سانسوری برایتان در این پست قرار دهم: "در اين چند روزه اين همه مثل لنين فرياد زدي دانشگاهيان ايران متحد شويد و خواستي از آب گل آلود ماهي سياسي صيد كني ولي انصافا چند نفر در اين تجمع شركت كرد. من كه عكس هاي تجمع شما را در ايسنا ديدم حدود 50 نفر بيشتر نبودند. آخر اين اعتراضات رنگارنگ كه مي خواهيد به راه بيندازيد پشتوانه اش چيست؟ جان من دست از اين سانتي مانتاليسمي كه به آن گرفتار شده ايد برداريد و دانشجويان بدبخت را از كار و زندگي نيندازيد. 8 سال اصلاح طلبان ملت دانشجويان را سر كار گذاشتند حالا شما مي خواهيد آنها را سر كار بگذاريد. اگر چه پشت سر شما هم همان اصلاح طلبان ورشكسته هستند و اين مسائل به ظاهر جديد هم بالماسكه آنهاست."

و این هم یک کامنت دیگر از این منتقد عزیز: " آقاي مدرسي‌ ، آن صفر نيز تويي ما هيچيم! ما عقده خودنمايي نداريم كه به هر رطب و يابسي دست زنيم تا به حساب آييم. مثل شما نيز بدهكار گروه ها و احزاب نيستيم كه رانت هاي سياسي را از مشاركتي ها بگيريم ، براي جيره و مواجب ، قلم به كارگزار الدوله ها بسپاريم و زبان را در اختيار ملي - مذهبي ها قرار دهيم. "

جالب بود نه؟!

نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 18:46 توسط فرید مدرسی| |

«دکتر نمک دوست در سمت عضو هیات علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی باقی بماند» این تنها خواسته ای بود که دانشجویان و فارغ التحصیلان ارتباطات این دانشکده برای دستیابی به آن تجمع کرده بودند. چند روز گذشته نوع برخورد با این مشکل از سوی ریاست دانشگاه علامه نوعی شتاب زدگی را نشان می داد و اعضای گروه ارتباطات دانشکده علامه پس از صدور نامه از سوی ریاست دانشگاه در جریان این مسئله قرار گرفته بودند. این اتفاق به روشنی یکی از مشکلات مدیریت دانشگاه ها یعنی تاثیر نپذیرفتن نظرات هیات های علمی دانشگاه  بر برنامه ها، سیاست ها و صدور احکام دانشگاه ها را به تصویر کشید و اعتراضات اساتید و دانشجویان را به نمایش گذاشت. امروز با توجه به فرار مغزها و عدم به کارگیری نخبگان جامعه در سیستم مدیریتی و برنامه ریزی، باید دولتمردان سیاست گذار به این نکته توجه وافي  و کافی بکنند.

حال که دانشجویان و اساتید ارتباطات و حتی سایر علوم به دنبال توسعه و رشد علوم و رقابت با کشورهای رقیب با توجه به شرایط جهانی شدن تمامی علوم را در سر می پرورانند، آیا درست است که به این راحتی یکی از محبوب ترین و مطرح ترین استاد ارتباطات -دکتر حسن نمک دوست- را با توجه به یک ماده قانونی از حضور در دانشگاه و فضای علمی جامعه محروم کرد؟

البته شاید سیاستگذاران و مدیران جدید به روشني با مشکلات جامعه امروز ما دست و پنجه نرم نکرده اند و به درستی در جریان خطر از دست رفتن سرمایه های علمی دانشگاه قرار گرفته اند، اما در این مورد نمی توان به مثل معروف «هر وقت ماهی را از آب بگیریم تازه است» استفاده کرد.

دیروز اساتید و دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه یک صدا در جهت حفظ و ارتقاء سطح علمی این دانشکده، از بازگشت دوباره «استاد حسن نمک دوست» به جایگاه مطلوب او يعني هیات علمی دانشگاه سخن گفتند.  پدر علم ارتباطات نیز از رایزنی های خود و قول مساعد حجت الاسلام شريعتي، رييس دانشگاه علامه طباطبایی در جهت بازگشت «نمک دوست» به هیات علمی ارتباطات خبر داد. اما اعتراضات همچنان آتشي در زیر خاکستر قرار گرفت تا زماني که طی حکمی دیگر عضویت استاد نمک دوست در هیات علمی دانشگاه قطعی شود.

لذا با توجه به شرایط همه جانبه جامعه ایران باید تمامی تلاش مدیران وزارت علوم و روسای دانشگاه در حفظ این مجموعه یعنی سرمایه های علمی و نخبگان دانشگاهی متمرکز شود نه طرد و اخراج آنان.

حال باید مسئولان ذی ربط از چنین اعتراضاتی نه تنها برنيآشوبند، بلکه با توجه به دغدغه ها و انتظارات علمی دانشجویان و اساتید و تمرکز به سربلندی، پیشرفت و توسعه ایران عزیز استقبال کنند و حتی نوع نگاه نخبگان جامعه را در برنامه ریزی های آتی خویش لحاظ کنند تا در دورنگار ایران جایگاه رقابت با کشورهای توسعه یافته دست یافتنی باشد.

از سوی دیگر با در نظر گرفتن «علوم ارتباطات» به عنوان دانش و فني جهت حلقه واسط جامعه و سیاست ورزان؛ رویایی با اعضای مولد این علم باید با حساسیت ويژه انجام شود ولکن نوع تقابل میان جامعه و سیاست ورزان بامخاطراتي روبرو خواهد شد و شکاف دولت-ملت را بیش از پیش عمیق می کند.

آسیب شناسی این واقعه را با دو جمله نمی توان به پایان رسید، اما باید گفت که بازگشت دکتر نمک دوست به هیات علمی دانشگاه از وجود دغدغه های علمی و توسعه بخش در عرصه ای رسانه ای، صنعتی، سیاست فرهنگی، اقتصادی ... خبر می دهد و گرنه عدم شکل گیری این خواسته همچون "نشستن بر شاخ و بن بریدن» است.

نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 18:10 توسط فرید مدرسی| |

دیروز در تجمع اعتراض آمیز برای دفاع از دکتر نمک دوست در گوشه حیاط دانشکده ارتباطات چند تا از دانشجویان که تعدادشان به ده نفر نمی رسید و ظاهری تقریبا شبیه هم داشتند. می خندیدند و پوزخند تمسخرآمیز می زدند و گاهی اوقات با یکی از آقایان که در آن محل فعال بود خوش و بشی می کردند. گویی آنان دانشجو نیستند و آمده اند فقط رفتارهای برخی را توجیه کنند و بروند. دغدغه علمی صنفی سیاسی نه هیچکدام فقط دفاع از برخی. استاد هم برود اهمیت ندارد دانشگاه هم تخریب شود چطور؟! نمی دانم! شاید آنان در بازی معنا پیدا می کنند و گرنه به تنهایی همچون عدد صفری هستند که اگر ده ها بار تکرار شوند مفهوم ندارند و فقط یک عدد دیگر لازم دارند تا کسی آنان را دریابد و به حساب آورد.

نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 9:33 توسط فرید مدرسی| |

تجمع اعتراض آمیز دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشکده ارتباطات علامه طباطبایی در حیاط و آمفی تاتر این دانشکده برگزار شد. این تجمع که با حضور برخی اساتید همراه بود یک نوع اعتراض مدنی و صنفی دانشجویان نسبت به اخراج دکتر نمک دوست را نشان می داد و تایید دو استاد برتر یعنی استاد معتمدنژاد پدر علم ارتباطات ایران و دکتر فرقانی رییس دانشکده ارتباطات از نزدیکی دو بخش اساتید و دانشجویان خبر می داد و معقولانه شدن رفتارهای دانشجویی و واقعگرا شدن اساتید را به تصویر کشید. اما یک اتفاق در این مراسم افتاد که بسیار ناپسند بود و آن ممانعت از حضور خبرنگاران و پاک کردن تصاویر گرفته شده از سوی عکاسان خبری توسط گودرزی مسول حراست دانشگاه علامه آن هم در خانه خبرنگاران یعنی دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی. این مسئله همانطور که دکتر فرقانی گفت نشان از آن دارد که "اینجا ایران است." به هر رو این اعتراض برگزار شد و دکتر نمک دوست هم اعلام کرد که به هیچ وجه به عنوان استاد حق التدریسی درس نخواهد داد. اما ما به عنوان خبرنگاران و شاگردان دکتر نمک دوست باید تا آخرین لحظه از حقوق او دفاع کنیم نه فقط با تجمع بلکه اعتراضات رنگارنگ است. راه های دیگری هم هست.

نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت 18:56 توسط فرید مدرسی| |

شب گذشته با یکی از اساتید دانشکده ارتباطات گفتگو می کردم. او خبری مبنی بر رایزنی میان استاد معتمدنژاد و حجت الاسلام شریعتی رییس دانشگاه علامه طباطبایی به من گفت و از سوی استاد اعلام کرد که "رییس دانشگاه گفته است که به من ربطی نداشته بلکه هیات تفحص فلان جا این نظر را دارد و من سعی می کنم دکتر نمکدوست را بازگردانم." حالا فردا قرار است در دانشکده ارتباطات تجمعی برگزار شود. باید دید رییس دانشگاه به این تجمع می آید و حرف دانشجویان و اساتید معترض را می شنود یا نه؟ به هر حال ما اعتراض می کنیم تا دکتر نمکدوست بازگردد چه رییس بیاید چه نیاید...

نوشته شده در جمعه 28 بهمن1384ساعت 19:35 توسط فرید مدرسی| |

استاد مسلم ارتباطات دکتر حسن نمک دوست را اخراج کردند

امروز صبح با ده ها SMS روبرو شدم که خبر بسیار بدی را اعلام می کردند. " نمک دوست اخراج شد " گویی واقعیت ندارد ولی با توجه به شایعات روز قبل مبنی بر این خبر تایید شدن این خبر همچون کاووسی ذهن مرا مشغول کرد. مدیریت جدید وزارت علوم با بستن و معلق کردن فعالیت برخی تشکل های دانشجویی انتصابی شدن روسای دانشگاه اخراج و احضار گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی و بستن فضای سیاسی دانشگاه فعالیت خود را آغاز کرد و سخن از علمی کردن محض فضای دانشگاه گفت تا جلوی تضارب آراء در عرصه سیاست را بگیرد. اما این هم برای آنان تلخ و گزنده بود چونکه دانشگاه همچون افعی به دور گردن آنان پیچیده است و آنان از این نهاد توسعه بخش خواب و خوراک ندارند. امروز اساتید را می خواهند اخراج کنند تا فردا تمامی دانشجویان غیرهمفکر خود را اخراج کنند. در این مقطع زمانی من شخصا از تمامی اساتید دانشکده ارتباطات و حتی سرتاسر کشور می خواهم تا با دانشجویان متحد شوند و صدای اعتراض خود را به گوش ناشنوای برخی مدیران برسانند و از تمامی نخبگان طلب یاری کنند. نهاد دانشگاه در حال تخریب است و دانشگاه مطلوب آنان "شیر بی یال و دم و اشکم" است. تا دیر نشده جلوی اخراج اساتید را بگیرید. امروز نمک دوست اخراج شد و فردا نوبت تو است اساتید و هیات های علمی دانشگاه ها.

در پایان از استاد معتمدنژاد دکتر فرقانی دکتر کیا دکتر خانیکی دکتر مهدیزاده دکتر عباس زاده دکتر شکرخواه و تمامی اساتید خودم می خواهم که تا زمان بازگشت با احترام دکتر نمک دوست به دانشگاه از برگزاری کلاس های درس پرهیز کنند و این تقاضای کوچکترین شاگرد خود را قبول کنند.

در گفتگو با ایلنا: جامعه دانشگاهي نسبت به اخراج دكتر نمكدوست سكوت نكند

نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 19:26 توسط فرید مدرسی| |
وبلاگ ها و دانشجویان و اساتید ارتباطات همصدا شدند و نسبت به اخراج استاد محبوب دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه اعتراض کردند.

پایگاه اطلاع رسانی علوم ارتباطات ایران: برخورد با نخبگان شدت مي‌گيرد

 آی تی ايران: اخراج استاد محبوب ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی

خبرگزاری ایلنا: محبوب ترين استاد دانشكده ارتباطات علامه طباطبايي از اين دانشكده مي رود

یونس شکرخواه : سخت ترین ثانیه های رفیق قدیمی من

احمد توکلی:  اميدوارم اين خبر شايعه اي بيش نباشد

مصطفی قوانلو قاجار : "حمایت های وبلاگی از حسن نمک دوست " " اخراج دکتر نمک دوست چرا و چگونه"

فرید مدرسی: جامعه دانشگاهي نسبت به اخراج دكتر نمكدوست سكوت نكند

مهدی احمدی:  دكتر نمك‌دوست هم رفت

سمیرا سامانی: ارتباطات بدون دكتر نمك‌دوست!

ندا دهقانی: آموزش عالي چه كساني را مي‌خواهد جاي نمونه‌هاي حذف شده بنشاند؟

سید علی موسوی: اخراج دکتر نمکدوست، خدشه در رشد نسل دوم

نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 16:42 توسط فرید مدرسی| |

تقدیم به همسرم

زماني كه عشق از دري وارد مي شود، سياست از همان در بيرون مي رود. ماهيت و جوهره اين دو عرصه همواره در تضاد با يكديگر هستند. اين گزاره از سوي برخي بارها تكرار شده است:

" جاي مردان سياست بنشانيم درخت/ تا هوا تازه شود (سهراب سپهري)"

 در اين نوشته نمي خواهم نظر خود را بيان كنم، بلكه مي خواهم بدانم كه آيا مي شود كنشگر سياسي بود اما با عشق و عاشقي هم ارتباطي داشت. روزي يكي از فعالان دانشجويي ( علی افشاری ) در وبلاگش از عشق به همسر خود سخن گفت و عشق خود را به تصوير كشيد. اما صداي انتقاد دوستانش بلند شد كه "اين چه كاري بود تو كردي؟!" به راستي مگر يك سياستمدار نمي تواند گلي را به معشوق خويش هديه دهد و به او ابراز عشق كند؟ از زماني كه فعالان سياسي در قبل از انقلاب همسر را بر اساس نوع نگرش سياسي اش انتخاب مي كردند و آموزش ديده  بودند تا براي پيش برد ايدئولوژي خويش تمام عواطف خود را به كناري بگذارند و عشق را در بازي سياست بسوزانند، شايد اين نگرش تقويت يافت. همسر از نگاه آنان يعني مدافع ايدئولوژي آنان و مرهم و مدافع آنان در زندان و مبارزات سياسي. نلسون ماندلا زماني كه در زندان بود همسري را برگزيد و زماني كه به كرسي قدرت رسيد او را رها كرد و همسري ديگر را برگزيد. آيا تمامي سياستمداران اينگونه عشق به همسر خود را آموختند و آيا عشق راستين در برابر سياستمداران رخت بر بسته است؟ و آيا تمامي روابط عاطفي به صورت ابزاري از سوي آنان تعريف مي‌شود؟

نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 15:21 توسط فرید مدرسی| |

در حال وبگردی بودم که یک وبلاگ توجه مرا به خود جلب کرد. " پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید حسن کیاسری شجاعی " این وبلاگ برای یکی از نمایندگان مجلس از حوزه شهرستان ساری است که مدیر دارد و او نامه های و نطق های این نماینده را با توصیفات خاصی در وبلاگ می گذارد که بر آن نام "پایگاه اطلاع رسانی" گذاشته است. شما هم ببینید تا لااقل با این شیوه وبلاگ نویسی آشنا شوید!

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 19:2 توسط فرید مدرسی| |

یک كارشناس سياسي که نامی از آن برده نشده در گفتگو با سایت "خدمت" یعنی سایت مدافع قدیمی و جدی احمدی نژاد سخنی بکر و جالب بیان کرده است. او مدعی شده است: "وقتي كه مي‌بينيم شخصيت دكتر احمدي‌نژاد به عنوان ریيس جمهوري ايران تبديل به يك سرمايه اجتماعي و بلكه سرمايه ملي شده و اين سرمايه ملي مي‌تواند از طريق تسريع در روندهاي متعارف پيگيري منافع ملي ايران در منطقه جهان به ارتقاي جايگاه ايران كمك كند، نبايد به بهانه رقابت‌هاي سياسي آن را خدشه‌دار كنيم. در جريان فراخوان ریيس جمهوري براي حضور گسترده مردم در راهپيمايي 22 بهمن مردم استقبال بسيار گسترده اي كردند تا جايي كه خبرنگار قديمي العربيه در تهران مي‌گويد که من 9 سال در ايران بوده‌ام که اين شور مردمي قطعا مرتبط با فراخوان احمدي‌نژاد است. اين يك سرمايه ملي است ..." پس بنابر این سخن باید قدر این سرمایه را بدانیم و الا ... .

***

احمدی نژاد قرار است سال بعد یک خانه تکانی دیگر راه بیندازد و حتی برخی از وزیرانش را تغییر دهد. ملاک این تغییرات میثاق نامه است. این خبر را در سایت فردا بخوانید.

نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 17:13 توسط فرید مدرسی| |

در وبلاگ آقای میرابراهیمی خبری را خواندم که سخت مرا ناراحت کرد و شاید اگر در محلی عمومی نبودم گریه ام گرفته بود. آن این بود که " اشکان سیگارچی برادر آرش ساعاتی پیش در سانحه تصادفی چشم از دنیا بست. اشکان رفته بود رشت تا وکالتنامه وکلای آرش برای تقدیم لایحه به دیوان عالی کشور را به امضای او برساند و متاسفانه در راه بازگشت به تهران در تصادفی جان خود را از دست داد." تاحدی درک می کنم که مادر آرش سیگارچی (البته آرش را رو در رو نمی شناسم و فقط مطالب زیبایش را در روزنامه شرق خوانده بودم) چه می کشد پسری در زندان و پسری دیگر در ... . باید از خانواده فعالان مطبوعاتی و سیاسی بیشتر از خود آنان تقدیر کرد و دستانشان را بوسید. من شخصا این ضایعه بسیار تاثرانگیز را به خانواده سیگارچی به ویژه مادرش تسلیت می گویم و امیدوارم خداوند صبری ایوب گونه به آنان دهد و به زودی آرش هم آزاد شود. امیدوارم و دعاگو...

نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 19:0 توسط فرید مدرسی| |

منابع خبري وابسته به اصولگرايان جديد سفر هاشمي به قم را در راستاي مرجع تقليد شدن او تفسير كردند.

در حالی كه مدت مدیدی از سفر هاشمی رفسنجانی به قم می گذرد ولی همچنان هر رسانه یا سایت اينترنتي سعی می کند از گوشه ای از این سفر خبری را له یا علیه هاشمی و به نفع خود انعکاس دهد و به گونه‌اي خاص از آن سفر برداشت کند . دیروز سایت "نواندیش" ارگان یک تشکل سیاسی جوان نزديك به اصلاح طلبان سنتي خبری از سخنان حاج منصور ارضی از مداحان باسابقه و فعال در برخی موضعگیری های سیاسی كه  در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ گل كرد، منتشر کرد: " حاج منصور ارضي علت سفر هاشمي به شهر قم را اعلام مرجعيت خود عنوان كرد. وی در مداحي صبح عاشورا خود در مسجد ارك افزود: البته با هوشياري مراجع اين برنامه هاشمي ناكام ماند ." همچنین پس از یک روز يعني امروز یک سایت سیاسی نزدیک به اصولگرایان جدید "فردا" از قول خود نوشت: " منابع آگاه از زمينه سازي اكبر هاشمي رفسنجاني براي حضور گسترده تر در حوزه علميه قم خبر مي دهند. رييس جمهور پيشين ايران در نظر دارد يك مدرسه علميه در قم تاسيس كرده و احتمالا از سال آينده، به طلاب حوزه شهريه پرداخت كند. در فرهنگ حوزه هاي شيعه، افرادي مبادرت به پرداخت شهريه به طلاب مي كنند كه آماده نوشتن رساله عمليه و ورود به جرگه مراجع شيعه هستند. هاشمي رفسنجاني دو هفته پيش نيز در سفري مهم به شهر قم، با مراجع تقليد و روحانيون بانفوذ حوزه علميه قم ديدار و گفتگو كرد. " البته هاشمی در گذشته هم از رفتن به قم سخن گفته بود اما در حاشیه نشست خبرگان در پاسخ به سوال من مبنی به اینکه به قم نمی روید دوباره از رفتن به قم استقبال کرد اما گفت که فعلا وقت ندارم. گویی برخي از  اصولگرایان از سویی از رفتن او به قم می هراسند و از سوی دیگر حضور او در پایتخت هم شاید برای آنان سودمند نباشد. فکر می کنم هاشمی هر دو را می خواهد و سفر او به قم و دیدار گسترده او را می توان بر این مبنا تفسیر کرد. شاید افزایش قدرت برخی نگرش هاي سياسي- فكري در حوزه و فربه شدن اين نگاه در بافت مديريتي نهادهاي حوزوي باعث این مسئله شده است.

زادسر یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس در گفتگو با ایلنا این خبر را بعید دانست.

نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 18:28 توسط فرید مدرسی| |

 

می گویند که شیشه ها احساس ندارند.

 اما وقتی روی شیشه ای بخار گرفته نوشتم یا حسینِ. آرام آرام گریست...

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 20:19 توسط فرید مدرسی| |

تحکیم. انشقاق. فرد محوری. رادیکال. غیرعقلانی. بحران ساز. طفیلی احزاب و ... هزار برچسب دیگر. همه و همه شاید برگرفته از رفتار برخی اعضا در این جریان متکثر است. " تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها " شاید این مسائل تکذیب شود. چشم پوشی شود و یا در قالب زد و خوردهای فراکسیونی تعریف شود. اما باید خود این تشکل یعنی دفتر تحکیم وحدت اجازه این رفتارها را به اعضا ندهد. چگونه؟ در حالی که برخی اعضای ارشد خود این موارد را رعایت نمی کنند پس چه کسی می خواهد نظارت کند و به دیگران آموزش دهد؟ حالا شاید در نوشته ای دیگر برخی اتفاقات را به روشنی شرح دهم و از این رفتارهای بیخردانه یادی بکنم و خاطراتی را نقل کنم.

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 16:51 توسط فرید مدرسی| |

امروز خیلی خسته شدم. جلسه دادگاهم در قم دو ساعت شایدم بیشتر طول کشید. منتظری معاون دادستان قم و مدعی العموم هر چند وقت یک بار به من خیره می شد و اخم می کرد. مرا متهم به ارتباط با ضد انقلابانی همچون احمد شاملو و آیت الله منتظری کرد. قاضی در اواسط دادگاه پس از توضیح بنده در مورد شیوه برخوردها و اجبار برای مصاحبه با چند خبرنگار اصولگرا مرا مجرم دانست که معمولا پس از صدور حکم افراد مجرم می شوند. میان صالح نیکبخت و نریمانی دو وکیلم با قاضی و مدعی العموم چند بار بحثی جدی در گرفت. تازه معاون دادستان با توجه به قسمتی از صحبت هایم که به او اشاره کردمُ به من گفت: از تو به دادگاه به خاطر افترا شکایت می کنم. می دانید من چی گفتم؟ گفتم که او مجوز ورود برخی خبرنگاران را در زمان بازداشت جهت مصاحبه با ما وبلاگ نویسان قمی را در حیاط دادگاه انقلاب صادر کرده است. راستی مگر می شود بدون اجازه مسول قضایی در حیاط دادگاه ها مصاحبه کرد؟! خبرنگاران حوزه قوه قضاییه جواب بدهند. به هر صورت نمی دانم چی می شود ولی هرچه شود باید حقیقت را در هر جا که می شود گفت. همچنین از مسولین قوه قضاییه هم می خواهم به اظهار نظر های برخی از قاضی ها و مدعی العموم ها در برخی شهرستان ها هم توجه کنند.

متن کامل خبر در گفتگو با صالح نیکبخت

نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن1384ساعت 19:39 توسط فرید مدرسی| |
یکی از دوستانم یک SMS برايم فرستاد كه فكر مي كنم شما بخوانيد بد نباشد: بچه ها شوخی شوخي به قورباغه ها سنگ مي زنند. قورباغه ها جدي جدي می میرند...!
نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 20:14 توسط فرید مدرسی| |

نيك آهنگ كوثر امروز بر بنده منت گذاشت و به وبلاگم لينك داد. پس از دو جمله تعريف و تمجيد از من و اكبر با ادبياتي طنزگونه نوشت: "مرده‌شوی ترکیب نوشته‌هاشان!" لازم ديدم از تمامي وجود از او تشكر كنم كه اينقدر به ما لطف دارد. در مورد "قالب غالب" هم بايد بگويم هرچه است از بي پولي خبرنگاران ايراني است نه هيچ چيز ديگر. بنابراين نيك آهنگ عزيز زياد عذاب نكش و صبور باش... "اندكي صبر سحر نزديك است" ما با اميد است كه زنده‌ايم... 

نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 14:18 توسط فرید مدرسی| |

پسر ارشد سرویس سیاسی شرق البته با اجازه حضرت آقای تاجیک وبلاگ زد که گویی می خواهد این فضا را هم امتحان کند. اکبر منتجبی شوخ ترین عضو سرویس است که اگر او نباشد با توجه به اخم های اقتدار گونه جناب رییس! از غم و غصه تا بحال مرده بودیم. به هر حال اکبر ما هم وبلاگ خودش را با عنوان " دوران امروز " راه اندازی کرد که با مشت محکم بزند در دهان اعضای وبلاگ دار سرویس سیاسی. در پایان باید بگویم که این مطلب را در عوض رساندم از دفتر روزنامه تا پارک وی نوشتم.

نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 11:54 توسط فرید مدرسی| |

جمعه و شنبه با توجه به اينكه پنجشنبه از مسافرتي خسته كننده اي آمده بودم روزهاي پر كاري بود. گفتگو با عطريانفر، موسوي تبريزي، مرتضي نبوي و يك نفر از همبستگي خبرهاي توليدي من بود. از همه مهمتر عطريانفر در تشريح سفر هاشمي رفسنجاني به قم خبر ديدار مهدي هاشمي به نمايندگي از او با آيت الله منتظري را به من داد و در صفحه احزاب روزنامه شرق كار شد. تازه جبهه مشاركت هم از صحبت شكوري راد اعلام برائت كرد كه اين مطلب هم در صفحه ۶ امروز كار شد. به هر حال فكر مي كنم اين هفته توليدي ترين صفحه را بستم در طول مدتي كه صفحه احزاب منتشر مي شود. چند تا بخش جالب صفحه احزاب این هفته را براي شما گزارش مي كنم:

جبهه مشاركت: مواضع شكورى راد در مورد دفتر تحكيم وحدت، مواضع تحليلى شخصى بوده و ... در مجموع با مواضع رسمى اعلام شده حزب فاصله دارد. اين انتقاد به ايشان وارد هست كه به رغم اطلاع از اين موضوع بر طرح نقطه نظراتى كه جز برانگيختن پاره اى اختلافات بى حاصل سودى ندارد، همچنان اصرار دارند.

مجمع مدرسين و محققين: اكبر هاشمى رفسنجانى كه به قم رفته بود، آنقدر اين سفر بازتاب تحليلى سياسى يافت و با ديگر سفرهاى وى متفاوت شد كه نماينده قم مجبور به اظهارنظر شد و سياسى بودن اين سفر را كاملاً تكذيب كرد. اما نحوه و زمان سفر و ديدار گسترده او نمى توانست همچون ديگر سفرها تعبير شود. هاشمى اولين جلسه خود را در سفر قم با يكى از تشكل هاى حوزوى اصلاح طلب كه با ديگر گروه هاى حوزوى متفاوت است و حتى در چارت مديريتى حوزه نيز جايى ندارد، آغاز كرد.او ساعت هشت صبح در حرم حضرت معصومه اعضاى مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم را دعوت كرد تا شايد اين بار در قم با اظهارنظرها و دغدغه هاى آنان با توجه به برخى مباحث صورت گرفته در اين ايام آشنا شود و خود نيز با تاكيد غيرمستقيم مهر تائيدى بر آن نگاه ها زند.

همبستگي: اسامي هم‌پيمانان ابراهيم اصغر زاده در شوراي عالي اين حزب: محمود قنبرى، ولى آذروش، مهناز مليحى، محمود ابراهيمى، رسول بيات، مجيد خاشعى، على توكلى، على ديرباز، عباس كعبى، مصطفى كواكبيان، فياض زاهد، معروف صمدى، معصوم فصيح، صيدزاده، اردلان و هدايت.

كارگزاران: اكبر هاشمى رفسنجانى شايد نزديكترين شخصيت سياسى به حزب كارگزاران باشد و اعضاى اين حزب نيز همواره دفاع از نگاه هاى سياسى اين سياستمدار را در برنامه حزبى خود دارند. عضو ارشد اين حزب در رابطه با فرستادن يك نماينده از سوى هاشمى نزد آيت الله منتظرى گفت: «ديد آقاى هاشمى نسبت به آيت الله منتظرى نگاه حضرت امام(ره) است كه در نامه ۸ فروردين ۶۸ بيان كردند و همواره نسبت به جايگاه فقهى و شأن مرجعيت آيت الله منتظرى احترام مى گذارند و رابطه با ايشان را همچون ديگر مراجع تبيين مى كنند.» محمد عطريانفر در پاسخ به اين سئوال كه «پس چرا هاشمى خود به ديدار آيت الله منتظرى نرفتند» گفت: «به علت بازتاب هاى سياسى مصلحت طرفين اين بود كه ديدار به اين سبك برگزار شود.»

جامعه مهندسين: مرتضي نبوي گفت: بنده با اصل ديدار ميان ما و جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب مخالفتى ندارم.

انصار حزب الله: ستون همولايتي يالثارات:  وضع حجاب اكثر شركت كنندگان زن (در برنامه جشنواره فيلم فجر) كه همگى از طريق وزارت ارشاد صاحب كارت ورود شده بودند افتضاح بود. آنقدر كه در ابتداى ورود آدم احساس مى كرد به يك «شو» لباس زنانه يا عروسى بالاشهرى مختلط يا مثلاً صفار پارتى آمده است. از بس كه رنگ، روغن، بتونه و صافكارى مصرف شده بود و دختر و پسر منتقد و رسانه اى دست در كمر هم به صورت تنگاتنگ روى مبل هاى سينما بگو و بخند مى كردند و رنگ به رنگ زلف پريشان و ساق عريان بود (البته دست) و گردن هاى باز و لباس هاى تنگ و چسبان و خوشمزه اينجا بود كه بعضى بازيگران زن وقتى به سينما وارد مى شدند با همراهى چند دوست پسر يا باديگارد (يا احتمالاً محارمشان البته از ديد برادر صفارهرندى) با چنان شكوه و جلالى پا به صحن سينما مى گذاشتند كه مامور حراست جز باز كردن در تعظيم و لبخند چاره اى ديگر نمى يافت.

نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 11:9 توسط فرید مدرسی| |

خبرگزاري ايسنا ديروز يك گزارش در مورد چگونگي آرايش نيروها در دفتر تحكيم وحدت بر روي سايت خود گذاشت كه بايد به خانم حميدي‌كيا دست مريزاد گفت به خاطر جمع كردن اين اطلاعات. اما متاسفانه يك مصاحبه در آن گزارش كار شده بود كه كاملا مشهود بود كاملا اختصاصي! است و نوع تنظيم آن از سفارشي بودن و شايد از خود تنظيمي مصاحبه شونده خبر مي داد. اين مصاحبه هيچ ربطي به فراكسيون هاي دفتر تحكيم نداشت و فقط در قالب شعارهاي رسانه اي قابل تفسير بود. به هر حال در اين آماج فشارها بر روي دفتر تحكيم انتشار اين گزارش هم كاري بس مشكل بود كه دوباره از خبرنگار و آقاي شفيعيان دبير دانشجويي ايسنا تشكر مي كنم كه توانسته بودند لااقل تاحدي اكثريت بودن ما را نشان دهند و به برخي آقايان بعضي مسائل را گوشزد كنند.

نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 9:59 توسط فرید مدرسی| |

امروز بعد از ظهر می خواهم به تبریز بروم. شاید که چند روز تغییر آب و هوا بتواند کمی به من انرژی دهد. اما آنجا هم باید کار کنم و شاید برای تفریح وقتی نداشته باشم. با توجه به اینکه سوغاتی دیجیتالی برای ما معنایی ندارد تا به شماها اهدا کنم ولی سعی می کنم خاطره یا نوشته خوبی را به عنوان سوغاتی دیجیتالی برایتان بیاورم. به هر حال می خواستم در این هفته یک مطلبی در مورد رفتنم به قم در آخر هفته گذشته برایتان بنویسم که وقت نشد کامل و جامع برایتان نقل کنم. در آخر هفته گذشته به سفارش روزنامه برای گزارش سخنرانی پورمحمدی وزیر کشور در جمع طلبه های مدرسه علمیه معصومیه به قم رفتم اما پورمحمدی به دلیل بمب گذاری های اخیر در اهواز جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ خود را که به دعوت بسیج این مدرسه قرار بود برگزار شود لغو کرد. اما دو تا از دوستانم را دیدم و آنان انتقاداتی را به وبلاگم بیان کردند. در حاشیه این دیدار در یک سفره خانه سنتی هم دو تا از مامورانی که در آذر پارسال مرا بازداشت کرده بودند به چشمم آمدند که مرا به یاد آن ایام نامیمون انداختند و حضور آنان ناراحتی های آن دوران را که برای خانواده و همسرم ایجاد کرده بودند در من زنده کردند و به یادم آوردند.

نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 14:37 توسط فرید مدرسی| |

برف آنچنان می بارد که مجبور شدم که بیشتر در سرکار بمانم و کمی به سر و وضع وبلاگم برسم. مردم کوچه و بازار با وجود اینکه برف آمد و شد آنان را با مشکل روبرو کرده است. اما می خندند. برف بازی می کنند و آدم برفی می سازند. چونکه بعد از این بازی سرد به خانه می روند و در گرمای خانه باز می خندند و با یکدیگر خوش و بش می کنند. اما...

کارتن خواب ها نمی خندند. خیابان خواب ها نمی دانند خنده چیست و فقط سرما را حس می کنند. شاید که سرما را هم دیگر حس نمی کنند. عدالت گرایان و منادیان دولت کریمه کجا هستند تا آنان را ببینند و لقمه نان تافتون و پنیر را با آنان بخورند و کفش سوراخ خود را به آنان نشان دهند. آنان در سعدآباد هستند یا در... . هر کجا که باشند شاید عدالت را در سرما بی معنا ببینند یا سرما و برف را به زیبا بودنش بنگرند نه به بدبختی بی خانمانی و خودفروشی اجباری...

نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 19:18 توسط فرید مدرسی| |

امروز (پنجشنبه) در قم مثل همیشه با ورود یک شخصیت آمد و رفت مختل شده بود. خیابان های اصلی شهر را بسته بودند و مسافرها در انتظار تاکسی زیر باران ایستاده بودند تا هاشمی رفسنجانی با مراجع دیدار کند. او به قم آمده بود تا در مورد قرآن پژوهی سخن گوید و در مراسمی دیگر در دارالشفا به روحانیونی که در آستانه محرم و صفر به روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ می روند، توصیه هایی کند. شاید ورود هاشمی به قم و سخنرانی در چند مراسم و دیدار با مراجع تقلید پس از صحبت های شاگرد ارشد مصباح یزدی در مورد نظام مطلوب ایران از دیدگاه رهبر فقید جمهوری اسلامی معنایی خاص در عرصه سیاست داشته باشد و گویی همچنان نگاه سنتی بر نهادهای حوزوی حاکم است و روحانیون جوان هوادار مصباح با موانعی برای حضور فکری و فیزیکی در این نهادها روبرو هستند.

حال باید دید که هاشمی رفسنجاني در سفر خود به قم، با توجه به اينكه سفر خود را به مشهد نيمه كاره رها كرده بود، با جامعه مدرسین دیدار خواهد کرد یا نه؟ و نتیجه این جلسه احتمالی چه خواهد بود؟ که اگر این دیدار صورت گیرد، احتمال عدم همراهی جامعه مدرسین با حلقه فکری - سیاسی مصباح یزدی در انتخابات خبرگان رهبری شدت می یابد و آنگاه باید در آستانه انتخابات شاهد حضور دو جریان در انتخابات خبرگان از میان محافظه کاران بود.

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1384ساعت 18:54 توسط فرید مدرسی| |

دانشگاه در ایام بین دو ترم به سر می برد. شاید که این یکی دو هفته فرصتی برای داشجویان باشد تا یک کمی به گذشته بنگرند و در نوع رفتار های خویش به دیده انتقاد نظری بیندازند. فعالان دانشجویی بدون تعاملی مثبت با دانشجویان از آنان و خواسته هایشان سخن می گویند و دانشجویان نیز بدون توجه به آنان و تشکل های دانشجویی و فقدان سعی و تلاش برای در اختیار گرفتن این پتانسیل بسی بزرگ به روزمرگی های خود می پردازند. هر دو به راه خویش می روند. در این لحظه باید اندکی درنگ کرد و اندیشید و با یکدیگر سخن گفت. سخنی در پی رفتاری ارتباطی نه ابزارگونه و البته کوتاه آمدن و گامی کوچک به پس رفتن. باید با هم حرکت کنیم نه باسرعت و تک و تنها. کمی آهسته تر اما با اجماعی بر محور دفاع از استقلال دانشگاه و آزادی آکادمیک. زمان برای سخن گفتن از فضای بیرون دانشگاه و سیاست بسیار است. زیرا که کنشگران حرفه ای سیاست هر روز غیر حرفه ای تر از گذشته عمل می کنند و دیر نمی شود که به آنان انتقاد نکرد.

نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 10:40 توسط فرید مدرسی| |

"گويند شياطين روزي دور يكديگر جمع شده بودند و از رفتارهاي خود مي گفتند تا بهترين شيطان را انتخاب كنند. هر يك سخني گفت و نوبت به آخرين شيطان رسيد و او گفت: من كاري بزرگ انجام ندادم و فقط نقش هاي اجتماعي را جا به جا كردم، نقاش قصاب شد و بزاز طبيب و قس علي هذا. همگي او را به عنوان شيطان برتر انتخاب كردند، زيرا كه اگر او اين عمل را انجام نداده بود، ديگران نمي توانستند رفتارهاي شيطاني خويش را انجام دهند. "

امروز نقش ها جا به جا شده است، پزشكي از اقتصاد مي گويد و سياستمداري از ورزش، اقتصاداني به نقد جنبش دانشجويي مي نشیند و يك دانشجو خود را در جايگاه نظريه پرداز سياسي قلمداد مي كند. اين رويه است كه تمام رفتارهاي ايرانيان را به انحرافي اجتماعي مبدل و تمامي پيش‌بيني‌ها را با بن‌بست روبرو كرده است. پس تنها راه رهايي از وضع موجود قرار گرفتن هر فرد در جايگاه اجتماعي خود است.

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1384ساعت 12:11 توسط فرید مدرسی| |