نشريهاي براي همه

ميخواستم از «محمد قوچاني» بگويم و آنچه از او به خاطر دارم را بنگارم كه شايد مرهمي باشد بر سوز دلي؛ آن هنگام كه دواندوان پلهها را دو تا يكي بالا ميروي تا به اتاقش برسي و از اين خبر ياد كني يا آن سوژه را به بحث بگذاري اما اتاق خالي است. چند روزي است كه «سردبير» غايب است...
ادامه مطلب...

جنتی حذف کرد و حذف شد
موتور تبليغاتي حكومت ايران در ترويج مباني اعتقادي - ايدئولوژيك مثلثيشكل است. اضلاع آن، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، سازمان تبليغات اسلامي و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي هستند كه هر سه مستقل از دولتند و مديريت و سياستگذاري آن با انتخاب يا تنفيذ رهبري نظام تعيين ميشود. البته در رديف بودجه پيشنهادي دولت به مجلس شوراي اسلامي ميتوان نام آنان را ديد و فقط در اين بخش قوه مجريه دخيل است...
ادامه مطلب...

افكار «سروش» در دفتر نفوذ كرده بود
حجتالاسلاموالمسلمين سيدمحمدكاظم شمس، مدير انتشارات بوستان كتاب (وابسته به دفتر تبليغات حوزه علميه قم) را آنگونه ديدم كه پيش از ديدار به گونهاي ديگر او را در ذهن مجسم كرده بودم. فكر ميكردم، فردي در برابر ديدگانم مينشيند و به ميز انتقاد دعوت ميشود كه آنچنان راحت پاسخ نخواهد داد. او را با ديگر مديران دفتر همرنگ ميپنداشتم؛ چرا كه براي گفتوگو با آقايان رباني و محمديگيلاني رايزنيهاي مستمر كردم، اما گويا اعلام شده بود تا به مناسبت 30سالگي دفتر تبليغات تمامي مديران آن گفتوگو نكنند. اما يك نفر مستثني شده بود: مدير انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم. از اين فرصت سود بردم، او را به روايت چالشهاي دروني دفتر تبليغات با پيرامونش فراخواندم و او با حسن نظر به تمامي سوالات پاسخ داد؛ در بخش دوم گفتوگو هم به سراغ انتشارات رفتم و اين رويه را در آنجا هم برگزيدم. امروز «شمس» متفاوت با ديروز در ذهنم نقش بسته است...
ادامه مطلب...

انسانِ كامل
آيتالله العظمي شيخ محمدتقي بهجت از دنيايي كه آنچنان به آن روي خوشي نشان نميداد، رفت. ديگر كوچههاي گذرخان قم صف كشيدن مردمي را نظارهگر نيست كه از اين شهر و آن روستا آمده بودند تا او را ببينند و نگاه ارادتمندانه خود را نثار اين بزرگ عالم قمنشين كنند؛ مردمي كه نه سياستمدارند و نه تاجر، نه مشهورند و نه با شهرت خط و ربطي دارند. آنان فقط «مردم» بودند. آنان ديگر امروز با آن شوق گذشته به سمت بازارچه «گذرخان» نميآيند...ادامه مطلب...

روحانیت؛ تماشاگرِ زمینِ بازی
«عصر احمدآقا [ خمینی] آمد و در مورد شايعه عدم شركت آيتالله [سيدشهابالدين مرعشي]نجفي در انتخابات [رياستجمهوري] مطالبي داشت... » آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال 64 خود با اشاره به این اتفاق، در توضیح آن می نویسد: « در زمان مراجعه صندوق سيار به بيت آيتالله مرعشي نجفي و آيتالله سيدصادق روحاني از سوي اهالي منزل اظهار ميشود كه مراجع مذكور خارج از شهر رفتهاند. رسانههاي خارجي دليل امتناع آيتالله مرعشي نجفي از شركت در انتخابات را ناخشنودي از ردصلاحيت مهندس بازرگان اعلام كردند...
ادامه مطلب...

همه راهها به قم ختم ميشود
قم ملجا سياسيون است. سياستمداران از هر كوي و برزن بلند ميشوند و به اين شهر ميروند و با زعماي آن ديدار ميكنند تا از يك سو تشرع خود را به رخ بكشند و از ديگر سو با قدرتمندترين و قديمي ترين نهاد ذينفوذ در ايران مرتبط شوند. قبول درخواست ديدار آنان از سوي فقيهان عاليرتبه همواره نشاني بر تاييد به تصوير كشيده ميشود. اين آمد و شدها فقط خاص دوران كنوني نيست، بلكه در رژيمهاي گذشته هم تكرار و در رسانه ها منتشر و تحليل مي شد. داستان سفر سياسيون به قم، داستان دنبالهداري است كه گاهي حتي غيرمذهبيها را هم در خود جاي ميدهد و آنان نيز در برابر علماي مذهبي با كمال ادب ميايستند و اداي احترام ميكنند. كافي است تا سري به عقب بچرخانيم تا ببينيم دستبوسي حاكمان پهلوي، قاجاريه و صفويه را در محضر فقهاي بزرگ شيعي...
ادامه مطلب...

داستان حوزه و دولت
«رابطه دولت و حوزههای علمیه به شکل عام و مراجع تقلید و رهبر معظم انقلاب اسلامی (به طور خاص)، یک رابطه گفتمانی و اصولی است؛ نه شعاری و سیاسی» اين آخرين اظهار نظر «محمدناصر سقاي بيريا»، مشاور امور روحانيت احمدينژاد است كه تحليلش را از روابط دولت نهم و حوزه به نمايش ميگذارد. اما گويي در اين چند سال داستان آيتالله ها و احمدينژاد به گونهاي ديگر است...
ادامه مطلب...

پدر منتظر مرگ خود بود
آقا ياسر خميني اهل گفتوگو نيست. همچون پدرش؛ حاجاحمدآقا روابطش خودماني و بدون تشريفات است. اين ويژگي آقا ياسر، راه گفتوگو را همچون سربالايي جماران- محل گپ و گفت- سخت و ناهموار مينماياند. اما علاقه شديد او به پدر؛ به قول خودش «بابايي» بودنش و از سوي ديگر «سماجت» من جواب مثبت را به ارمغان آورد. اما تا لحظه گفتوگو فكر نميكردم، موفق شوم، با او گفتوگو كنم. البته «گفتوگو» هم نبود؛ به قول او «گعده» بود؛ گپ و گفتي دوستانه. اين متن حاصل يك ساعت همنشيني با «ياسر خميني» است...
ادامه مطلب...

آقايان تقواسنج اختراع كردند
آيتالله اسدالله بيات زنجانی از شخصيتهايي است كه چند باري مهر ردصلاحيت بر كارنامه او از سوي شوراي نگهبان خورده است. او امروز در قم به تدريس درس خارج فقه و اصول مشغول است كه در دفترش، در كنار مسجد سلماسي، محل تدريس امام در سالهاي پيش از انقلاب به گپ و گفت درباره ردصلاحيتهاي انتخابات خبرگان در سال 69 پرداختيم. متن پيشرو حاصل اين گپ و گفت است...
ادامه مطلب...

قبايم را روي امام انداختم
حجتالاسلام والمسلمين سيدسراجالدين موسوي، از ابتداي حضور امام در جماران حفاظت بيت ايشان را برعهده داشت. او خاطرات بسياري را از امام در حافظه به يادگار گذاشته است؛ اما گويي آنچنان تمايل ندارد، آن روزها را تحليل و تشريح كند. با وجود اين خاطرات ذيقيمت و استنكاف آقاسراج، بنده نتوانستم به راحتي از آنها گذر كنم و به آن نپردازم. از اين رو، دو بار براي گپ و گفت با آقاسراج، به جماران رفتم و گوشههايي از اين خاطرات را برايم نقل كرد. اين خاطرات، بخشي از گپ و گفت پراكندهام با آقاي موسوي است...
ادامه مطلب...

حاجاحمدآقا عضو نبود، اما موسس بود
حجتالاسلام والمسلمين مجيد انصاري دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز است كه درباره انشعاب در جامعه روحانيت مبارز و شكلگيري مجمع روحانيون مبارز به سراغ او رفتيم تا از او از آن سالها بپرسيم. اگر چه او از بيان برخي خاطرات تشكيلاتي استنكاف كرد، اما گوشهاي از خاطرات شيرين و تلخ خود را در گپ و گفتي با ما در ميان گذاشت...
ادامه مطلب...

خانمِ ایران
انتشار مجدد (زمان اولیه انتشار: خرداد ۸۷ ): تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله...
ادامه مطلب...

گوش شنوایی نیست
نهاد مرجعیت در سال 87 بسان سال 85 بود. همان سال که رییس دولت نهم قلم از جیب در آورد و بدون مشورت با منادیان تشرع مجوز ورود زنان به ورزشگاه را صادر کرد. ناگهان قم یکپارچه شد. زعمای قوم برآشفتند و بزرگ مراجع وقت معترض شدند...
ادامه مطلب...

راهبردی برای ژورنالیسم حوزوی
حوزه نامه: ژورناليسم حوزوي محتاج انقلاب بنيادين است. اگر تا ديروز حوزويان يا مريدانشان مكتوبات خود را در قالب «منبر مكتوب» ترسيم ميكردند و شعائر و اعتقادات خود را به عنوان روزنامهنگاري ديني به رخ ميكشيدند، امروز با حضور جدي آنان در ساحت سياسي و اجتماعي محتاج بازشناسايي آنان و تجزيه و تحليل جريانهاي فكري و سياسي حوزه هستيم. امروز حتي روحانيت غيرسياسي هم دست بر آتش سياست دارد. روحانيت با سابقه هزار ساله خود در جامعه شيعي، سازماني را برپا كرده است كه مولد قدرت سياسي و اجتماعي است...
ادامه مطلب...

از تبار قدما
آيتالله شيخ جعفر سبحاني پا به ميداني گذاشت كه متفاوت با روزگار گذشتهاش رخ نمود. او اگرچه بر مبناي نگرش فقهياش به مجلس گفت كه بايد مصوبات و قوانين مرتبط با شرع پيش از آن در ميان فقها بررسي شود، اما پيام آن سياسي بود: انتقاد يك مرجع تقليد از قوه مقننه جمهوري اسلامي ايران. او ديروز در قامت يك انديشمند كلامي شيعي به منازعه با دگرانديشان، اهل تسنن و وهابيت پرداخته بود و نامهها و انتقاداتش در اين عرصه تعريف ميشد و امروز در جايگاه يك مرجع تقليد و فقيه، يك نهاد ذينفوذ حكومتي را به ميدان مباحثه كشاند و از رئيس آن – علي لاريجاني – بازخواست كرد. همان بازخواستي كه آيتاللههاي ديگر در ايام قديمه و جديده از حكومتهاي وقت ميكردند و آنان يا بيتفاوت از كنارش ميگذشتند يا كرنش و تمكين ميكردند...
ادامه مطلب...

امام را فقيه نميدانستند
آيتالله شيخ يوسف صانعي در آستانه سالگرد سيامين سال پيروزي انقلاب اسلامي به ميدان گپوگفت دعوت شد تا جايگاه امام خميني را در سالهاي پيش از پيروزي در حوزه علميه قم تحليل و تفسير كند. او با توجه به شاگردي امام و رفتوآمد به منزل ايشان و تحصيل در حوزه با ميدان منازعه سياستورزي «امام» و «حوزه» آشنايي داشت. اگر در ابتدا سعي ميكرد اصول كلي حاكم بر رفتار امام را همچون علما و زعماي گذشته و همعصر با ايشان به تصوير كشد، اما در ادامه روش سياستورزي امام را متفاوت با قاطبه حوزه ترسيم كرد. اين شمايل بهگونهاي بود كه آيتالله صانعي گفت: «امام در حوزه مظلوم بود.» در اتاقي در طبقه دوم دفتر آيتالله، در حالي گفتوگو را آغاز كردم كه صندلياي را در برابر ايشان قرار دادم و پرسيدم از حوزه و امام. آيتالله اگرچه در جايگاه مرجعيت نشسته بود، اما به راحتي سخن ميگفت و من در ايستادگي بر فرضهاي تحليليام هراسي نداشتم و با آرامش با ايشان سخن ميگفتم و گفتارهاي خودماني آيتالله را ميشنيدم. البته گويي مصاحبه به نيمه رسيده بود كه پايان يافت؛ پاياني كه آيتالله گفت: «در دهههاي بعدي [دهه دوم و سوم انقلاب] روش سياستورزي امام تضعيف شد...
ادامه مطلب...

شريفزادهاي كه مرجع شد
آيتالله العظمي سيدشهابالدين مرعشي نجفي زاده تنوع و تكثر بود و در اين طريق گام برداشت. اجدادش صاحبمنصباني در ميدان علوم اسلامي تا سلطنت و حكومتداري بودند، علومي از طب تا فقه را فرا گرفت، در هر منطقهاي استادي داشت و اجازه روايت از عالمان شيعي تا اهل تسنن كسب كرده بود، در منش سياسي با حاج شيخ عبدالكريم حائري همراه بود و سالها بعد ياور امام خميني شد، با پيروزي انقلاب اسلامي، از اشغال سفارت آمريكا حمايت كرد و در كنارش، مهندس مهدي بازرگان – نخستوزير دولت موقت – را فرزند خود ناميد؛ همانطور كه «نواب صفوي» هم آيتالله را «پدر» ميخواند. او مترادف يك عالم ديني بود كه در يك حلقه، محفل و دايره قرار نميگرفت؛ او كنجكاو و جستوجوگر بود و از حضور در اينجا و آنجا براي كسب تجربهاي ديگر ابايي نداشت.
ادامه مطلب...

به امام پيشنهاد دادند كه اعلام عفو عمومي شود
«سيدمحمود» فرزند آيتالله العظمي سيدشهابالدين مرعشي است كه همچون پدر لباس روحانيت بر تن دارد و در نزد اساتيدي همچون حضرات آيات فاضللنكراني، شيخ ابوطالب تجليل تبريزي و محمدتقي ستوده دوره سطح را گذراند و به درس خارج فقه پدر راه يافت. اين روحاني 67 ساله را در اتاقي در كتابخانه آيتالله مرعشي نجفي ديدار كردم كه بر ديوار آن نقاشيها و تصاويري از آيتالله نقش بسته بود. او بنابر حكمي از سوي پدر به رياست كتابخانه آيتالله منصوب شده و به توسعه و نگاهداري آن مشغول است. سيدمحمود مرعشي آرام و باطمأنينه به سوالات پاسخ داد و كمتر در لفافه سخن گفت...
ادامه مطلب...

مثلث مدافعان دارالافتاء
ائتلاف نانوشته اصلاحطلبان، عملگرايان و اصولگرايان
تشكيل «دار الافتاء» روياي ديرينه آيتالله اكبر هاشمي رفسنجاني است. رويايي كه از آغاز دهه 80 تاكنون او بارها در ميان حوزويان و در گفتوشنود با رسانهها مطرح كرده است و هر باره بر تاسيس «شوراي فتوا» توسط علماي شيعه پاي فشرده است. هاشمي در مرداد 83 گفته بود: «چون ما حكومت اسلامي نداشتيم و الان حكومت درست كرديم حوزه ما بايد حكومتي شود و مسائل حكومتي شكل روشني در حوزه داشته باشد. بايد مرجعي در حوزه باشد و از نظر من آن مرجع شوراي فتواست و نه شخص. در اين زمان هيچ شخصي نميتواند در همه مسائل فتوا بدهد...
ادامه مطلب...

حوزه ای دیگر در شهروند
سرویس «حوزه» در هفته نامه شهروند امروز جدیداولاده بود. در ابتدای امر، برخی که خود را روشنفکر می نامیدند، خرده گرفتند که «متحجر» شدید و برخی از حوزویان این اقدام را علیه حوزه تحلیل کردند. اما در پایان اولی ها، حوزه خوان شدند و دسته دوم از دیدگاه اول خود برگشتند و هیچ ادله ای متقن نیافتند تا باور خود را به اثبات برسانند. اگرچه هر اقدامی انتقاداتی را به دنبال دارد، اما می توانم به صراحت بگویم که دامنه نقدها از برخی عرصه های دیگر بسیار کمتر بود. البته دوست دارم، از این پس از دوستان حوزوی و دانشگاهی خود بخواهم که کارنامه این بخش را مرور و بررسی کنند و انتقادات، پیشنهادات و نقطه نظرات خود را برایم بفرستند تا در گام بعدی از تجربه و دانش آنان یاری بگیرم و بر قوت کار بیفزایم. در این مسیر محمد قوچانی بسیار همراهم بود و موثر؛ اگرچه گاهی تفاوت هایی هم در نگاه هایمان بود...
ادامه مطلب...

فرمانده انتخاباتي رييسجمهور، وزير كشور ميشود
صادق محصولي: ميلياردر هستم
صادق محصولي ۴۹ساله رفيق قديمي احمدينژاد است. او در اوايل انقلاب با احمدينژاد در «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت» آشنا شد و پس از آن نيز كه جوانان عضو انجمنهاي اسلامي سمتهاي اجرايي را برعهده گرفتند، در غرب كشور همچون احمدينژاد در فرمانداري مشغول به فعاليت شد. همچنين زماني كه جوانان انقلابي در ردههاي نظامي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قرار گرفته بودند، محصولي به همراه احمدينژاد در سپاه فعاليت ميكرد...
ادامه مطلب...

برخی طلبهها آيتالله گلپايگانی را تهديد كردند
حجتالاسلام والمسلمين «سيد محمد آلطه» از خطباي مشهور قم است كه در روز حمله به مدرسه فيضيه در مراسم سوگواري براي امام جعفرصادق(ع) سخنراني كرد و در ميانه سخنانش با صلواتهاي پيايي نيروهاي حكومت وقت روبهرو شد تا مجلس را به هم بريزند. اين روحاني 82 ساله، بيش از 60 سال در منابر به وعظ و روضهخواني ميپردازد كه در جريان چالش بر سر كتاب «شهيد جاويد» از مخالفان جدي و پروپاقرص اين كتاب به حساب ميآمد. اگرچه گفتوگوي يكي، دو ساعته توان بيان تمامي خاطرات او را نداشت، اما بيان اين مقدار هم ذيقيمت بود...
ادامه مطلب...

مراسم در فيضيه سياسي نبود
حجتالاسلام والمسلمين «سيدمحمدباقر موسوي گلپايگاني» را براي تحليل فضاي اجتماعي-سياسي حوزه علميه قم، پيش از حمله به فيضيه انتخاب كردم، اما كسالت او، راه را بر گفتوگو بسته بود. با اصرار بيش از حد، به منزلش در سالاريه قم رفتم، تا او خوابيده بر تخت به سوالاتم پاسخ گويد. فرزند آيتالله «سيدمحمد رضا موسوي گلپايگاني» درباره دوره آغازين تاسيس حوزهعلميه قم توسط آيتالله شيخ عبدالكريم حائري يزدي، دوران علماي ثلاث و زمان آيتاالله بروجردي سخن گفت و بستر حمله به فيضيه را ترسيم كرد...
ادامه مطلب...

فيضيه تاريخساز شد
2 فروردين 1342 مصادف با 25 شوال 1382، همزمان با سالگرد شهادت امام صادق(ع) سالروز حادثهاي است كه انقلاب اسلامي ايران از دامان آن متولد شد: مدرسه فيضيه قم، كانون پرورش طلاب شيعي ايراني مورد هجوم نيروهاي رژيم پهلوي در لباس دهقانان و يونيفرمپوشان نظامي قرار گرفت كه راه براي نهضت روحانيون ايران به رهبري آيتالله سيدروحالله خميني هموار شد. چراكه از يك سو تكثر مرجعيت به وحدت مبدل و از سوي ديگر دروازه هجمه روحانيت از «دولت» به «شخص شاه» گشوده شد...
ادامه مطلب...

دفاع فقهي از فردگرايي
عنوان كتاب «انديشه سياسي آيتالله خويي» به روشني هدف نويسنده كتاب را آشكار ميكند. او ميخواهد در تار و پود زندگاني و آراي آيتالله جستوجو و اين انديشه را استخراج كند. اما نويسنده از ابتدا، فرض نادرستي را بنا مينهد و سعي ميكند انديشه و رفتار آيتالله را با آن فرض تطبيق دهد و دوري و نزديكي به آن را به رخ كشد. او قائل بودن به حكومتداري فقها را مبناي انديشه سياسي ميداند و عدم اعتقاد آيتالله را برنميتابد، تا جايي كه در برابر اعتقاد آقاي خويي مبني بر «تصرف جاير در زمان غيبت به مثابه تصرف سلطان عادل است»، اين منظر را «خوشبينانه» (ص 91) مينامد و در جايي ديگر به صراحت درباره آراي آيتالله مينويسد: «انديشه سياسي آيتالله خويي از حالت پيشآهنگي و تحولسازي بازمانده و ماهيت انفعالي يافته است و شايد همين عامل، او را در عمل به سوي انزواي سياسي كشاند و مانع از ارائه طرحي نظاممند و پويا در انديشه سياسي او گرديد.» (ص 119) انتقاد نويسنده كتاب «انديشه سياسي آيتالله خويي» برآمده از اين «فرض نادرست» است. او اگرچه به ديگر محققان توصيه ميكند كه «در بررسي ديدگاه او [آيتالله خويي] در اين مورد [ولايت فقيه] نبايد تنها از زاويه خاصي به موضوع بنگرند، بلكه لازم است تمام مولفههاي مطرح در اين مسئله را مورد توجه قرار دهند.»(ص114) اما خود هم به اين توصيه وفادار نبوده و فقه سياسي و انديشه سياسي را مترادف با يك نظريه قرار داده و در گوشهگوشه سطور كتاب سعي كرده است، دوري و نزديكي انديشه آيتالله خويي را با اين نظريه بسنجد. در حالي كه آيتالله خويي خود نماينده يك مكتب سياسي بود؛ با ابعاد سلوك خاص آن مكتب. نميتوان نماد يك مكتب به نام «نجف» را بر اساس ابعاد انديشهاي مدافعان «ولايت مطلقه فقيه» سنجيد؛ همانطور كه نميتوان همچون برخي محققان عرفيگرا، از «خويي» چهرهاي مدافع جدايي دين از سياست به تصوير كشيد؛ اگرچه رگههايي از اين تفكر در كالبد انديشهاش باشد...
ادامه مطلب...

«حوزه» از رهبري خط ميگيرد
حجتالاسلام و المسلمين «محسن غرويان» يكي از مدافعان نظريه پيوند حوزههاي علميه و نظام سياسي است. براي اولين بار، او را در منزلش در قم ملاقات كردم. در فضاي باز مقابل خانهاش حصيري انداخت و در ميان بازي كودكان مصاحبه آغاز شد؛ مصاحبه با استاد حوزهعلميه قم كه شبها در مدرسه فيضيه مكاسبِ شيخ را تدريس ميكند و روزها در مدرسه طلاب خارجي «نهايتالحكمه» را آموزش ميدهد. آنچنان سخن ميگفت كه غرويان ديروز را در برابر چشمانم نديدم. اين روحاني 49 ساله، در سال پيروزي انقلاب اسلامي وارد حوزه علميه قم شد و پس از اتمام دوره سطح، در درس خارج آيات عظام وحيد خراساني، مرحوم فاضل لنکرانى، مرحوم شيخ جواد تبريزى و مکارم شيرازى حضور يافت. او در کنار تحصيل دروس حوزوي، در موسسه در راه حق، بنياد فرهنگى باقرالعلوم و موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى دروس کلام، فلسفه و آشنايى با مکاتب غربى را آموخت. در همان دوران با آيتالله مصباحيزدي آشنا شد و در موسسهاش عضو هيات علمي و سردبير ارگان تئوريك اين موسسه (معرفت) شد. اما يك گفتوگو دوره جديدي را براي او رقم زد كه ديگر او در كنار آيتالله مصباحيزدي ديده نشد. غرويان در روزنامه «شرق» از ديه برابر زن و مرد دفاع كرده بود؛ ايدهاي كه اكنون در حال اجرايي شدن است. اما آن روز فرجامي ديگر يافت كه خود سري دراز دارد. البته در نهايت رسانهها در خبري عنوان كردند: «غرویان به دلایل نامشخص از موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی زیر نظر آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، استعفا کرده است...
ادامه مطلب...

حوزه از كمكهاي دولتي ابا دارد
آيتالله العظمي «لطفالله صافي گلپايگاني» به صورت پرسش و پاسخي به بيان ديدگاههاي خود درباره «سير حوزههاي علمي شيعه» پرداخته بود كه 26 دي 57 مطرح شده است. اين مجموعه در قالب كتاب كوچكي با 72 صفحه، با تيراژ هزار نسخه، در زمستان 74 از سوي دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم منتشر شد...
ادامه مطلب...

دو دوره آموزشي در حوزه
مركز مديريت حوزه علميه قم دو دوره تحصيلي با نام «دوره بلندمدت» و «سفيران هدايت» را در قم و مدارس علميه شهرستان برگزار ميكند. نظام حاكم بر اين دورهها كاملا برنامهريزي شده و مدون است و همچون دانشگاهها گواهينامههايي صادر ميشود و از واحدهاي درسي سخن گفته شده است. امروز حوزه علميه قم، غير از مدارس علميه استان خراسان و شهر اصفهان، بر ساير مدارس علميه نظارت و آنان را به همراهي با برنامههاي اين مركز ملزم ميكند...
ادامه مطلب...

مكلّاها ميداندار خرافه هستند
آيت الله «سيد محمد موسوي بجنوردي» از 7 سالگي به تحصيل علوم حوزوي در نجف پرداخت و در محضر اساتيدي همچون حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، امام خمینی، میرزا سید حسن بجنوردی (پدرش) و شیخ صدرا بادکوبهای تلمذ كرد. او در آن سالها رسائل، مکاسب و کفایتین را به زبان عربی برای شیعیان کشورهای عرب زبان تدریس میکرد كه سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب از رهبران حزبالله لبنان از شاگردانش بودند. او پس از انقلاب از سوي امام به عضويت شوراي عالي قضايي منصوب شد و امروز به تدريس در دانشگاهها و در ميان حوزويان مشغول است. همچنين بجنوردي در اردیبهشت 81 به دعوت «طنطاوی» شیخ الازهر به مصر رفت و درباره «نقش عقل در شریعت» سخنراني کرد. از اين رو، به ديدارش در دائرهالمعارف اسلاميرفتم تا درباره خرافات و مرز آن با باورهاي صحيح بپرسم. او اگرچه گاهي به كليات ميپرداخت، اما در كنارش به مصاديق هم گوشه چشميداشت و برخي ادعاهاي جديد را بازكاوي كرد...
ادامه مطلب...

پناهگاهِ مردم
حجتالاسلام و المسلمين «عبدالمجيد معاديخواه» در مجموعهاي 10 جلدي، فرهنگ تفصيلي مفاهيم نهجالبلاغه با نام «فرهنگ آفتاب» را نگاشته است و در كتابي ديگر با عنوان «خورشيد بيغروب» نهجالبلاغه را ترجمه كرده است. دريچه مطالعات او در اين عرصه، به سالهاي پيش از انقلاب و دوران طلبگياش باز ميگردد. آن سالها قرار بود كه او به همراه ديگر يارانش همچون اكبر هاشميرفسنجاني، سيدمحمد خامنهاي و محمدرضا مهدويكني به تحقيقي جمعي دست زنند كه در نهايت فقط او باقي ماند و تنهايي به تحقيق در نهجالبلاغه پرداخت. او همچنين تاكنون 7 جلد كتاب درباره تاريخ اسلام نوشته است كه 3 جلد آن به دوران «عصر اصلاحات علوي» باز ميگردد. سهشنبه شب تا يك بامداد چهارشنبه با او درباره اميرالمومنين و شكلگيري شخصيت اين بزرگمرد تاريخ تشيع به گفتوگو پرداختم؛ اما در اين كوتاهي زمان، توانستيم فقط گوشه ای از ابعاد و سلوك علي بن ابي طالب(ع) را تشريح كنيم و به تصوير كشيم...
ادامه مطلب...





